{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کرده ام نذر که عمری ز غمت گریه کنم

کرده ام نذر که عمری ز غمت گریه کنم

آه از دل کشم و از علمت گریه کنم

گر دلم سوخته است لطف به من کرده خدا

بهر آن است که سوزم ز غمت گریه کنم

گاه در ماتم تو بر سر و بر سینه زنم

گاه بنشینم و زیر علمت گریه کنم

منم آن سائل درمانده که با دست تهی

در دل شب به امید کرمت گریه کنم

به غبار حرم کرببلایت سوگند

دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم

کاش آیی دم مردن به سر بالینم

تا نهم صورت خود بر قدمت گریه کنم
دیدگاه ها (۱۱)

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺟﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖﮐﻔﺶ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺮﺍ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﺩﺭ...

ﺷﻚ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻲ ﻛﺴﻲ، ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻫﺠﺮﺍﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖﺧﺸﻜﺴﺎﻟﻲ ﮔﺎﻫﻲ، ﺍﺯ ﺳﻴﻼﺏ ...

مِثْلِ عبّٰاسْ کَسْی هَسْت دِلٰاوَرْ بٰاشَدْ ب...

زینب جان!شرمنده ایم که بهای حسینی شدن مابی حسین شدن تو بود و...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت نهم: بازگشتِ سایه‌...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

پرچم مشکی امام حسین روی گنبد برافراشته شد و محرم آمد🏴حسین جا...

حسین جان فدای غمت اربابم💔😭🖤‌‌‌‍‌‎‎‎‎‎‎‎‌‌کرده ام نذر که عمری...

به غبار حرم کرب و بلایت سوگند، دوست دارم که شبی در حرمت گریه...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط