{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💕 دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی. گفتن چهل تومن من

💕 دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی. گفتن چهل تومن من هم چونه زدم شد سی تومن...

🔸 بعد از پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا ده تومنی دادم بهشون. یکی از کارگرا ده تومن برداشت و بیست تومن داد به اون یکی!

🔹 گفتم: «مگه شریک نیستید؟!» گفت: «چرا. ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره...!»

🔸 من هم برای این طبع بلندش دوباره ده تومن بهش دادم. تشکر کرد و دوباره پنج تومن داد به اون یکی و رفتن.

🔹 داشتم فکر می‌کردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم! اونجا بود یاد جمله زیبایی که روی پل عابر خونده بودم، افتادم. «بخشیدن دل بزرگ می‌خواد نه توان مالی...!»

🔸 همه می‌تونند پولدار بشن اما همه نمی‌تونند بخشنده باشن! پولدار شدن مهارته اما بخشندگی فضیلت! باسواد شدن مهارته، اما فهمیدگی فضلیت...

🔹 همه بلدن زندگی کنند اما همه نمی‌تونند زیبا زندگی کنند. زندگی عادته، اما زیبا زیستن فضیلت❤ ️
دیدگاه ها (۲)

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

چون دنبال کننده ها 20 نفر شدن ایندفعه رو زیر شرط میزنم و دو ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

پارت ۶

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: 1(وی...

محو زیبایی او پارت ۵۱ویو رزا زرد دوباره انداخت و عدد ۵ رو آو...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط