{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان :

رمان :
«پسر عموی جذابم»
part :1

ویو «سلین»
با صدای آلارم گوشیم از خواب نازنینم بیدار شدم ، به ساعت نگاه کردم که ساعت ۶:۵ بود ، امروز روز اول دانشگاه بود نباید دیر برسم ، با سرعت از تخت بلند شدم که پام به عروسکی گیر کرد با سر افتادم اخم بلند شد ، سرم خیلی درد میکرد ، با یه دستم سرمو ماساژ دادم با اون یکی دیوار کناریمو گرفتم و بلند شدم ، با سرعت رفتم سرویس دست و صورتمو شستم ، کارهای که به شما ربط نداره رو انجام دادم اخیش راحت شدم
از سرویس اومدم بیرون ، دیروز حموم کردم پس به حموم نیازی نبود ،
رفتم به سمت اینه ارایشیم که خودمو دیدم شلوار دومم لازمم شد (خخخخ 😂)
موهام مثل جنگل آمازون شده بود ، زیر چشام پف کرده بود که دیشب دیر خوابیده بودم هوففففف ، موهامو شونه کردم و یکمیشو دم اسبی بستم یکمیشو هم باز گذاشتم
دیگه اون موهای آمازون نبود خداروشکر ، خوب یه آرایش لایت کردم که از این قیافه میمونی بیام بیرون (😂😂)
لباس دانشگاه رو پوشیدم (عکس میزارم) مقنعمو کیفمو رو دوشم انداختم گوشیمو برداشتم
از اتاق اومدم بیرون ، به سمت پله ها قدم برداشتم
(نکته : بچه ها کلا خانواده ها پولدارن سلین تنها زندگی می‌کنه تو تهران چون که اونجا برای دانشگاه قبول شده و دوباره میگم که تنها زندگی می‌کنه اصالتشون تهران ولی خونشون نزدیک نبود بابک (پدر سلین) براش یه خونه که نزدیک تر به دانشگاه باشه خریده بلی)
از......

تو خماری بمانید 🥱
دیدگاه ها (۰)

شخصیت اصلی رمان «پسر عموی جذابم»

به مناسبت تولد "RM"

رمان :«پسر عموی جذابم»ژانر :عاشقانه / طنز / ا....س.....م.......

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط