{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

وقتی وسط عملیات بچتون میاد(درخواستی)



نامجون:کدوم نکبتی گفت بچه بیاریم
ا/ت:خودت
نامجون:………



جین:یعنی اینقدر د*یکم جذابه که هی داری نگاش میکنی؟
بچه:……..
ا/ت:……..
خدا:…….



یونگی:نمیخوای بری بیرون؟
بچه:نه دارین چیکار میکنید؟
یونگی:من و مامانت داریم سـ
ا/ت:مینننننن یونگیییییی
یونگی:مامانت نمیزاره بگم




جیهوپ:پسرم پاکه به هیچ وجه از این کارانمیکنه😀



جیمین:گمشووووو بی پدر پدرسگ(بچه ها این سناریوفان هست)
بچه:بابا داری به خودت فحش میدی
جیمین سریع لباس پوشیدباکمربندرفت دنبال بچه



تهیونگ:اهمیت نمیده و به کارش ادامه میده


کوک:بهت صد تومن میدم به مامان بزرگ هیچی نگو
بچه:شیرمـ
کوک:بادوتاشیرتوت فرنگی
ا/ت:خوبه والا باج میدی ساکت میکنی
کوک:ما اینیم دیگه


اگه درخواستی خواستین بگین تو کامنت
دیدگاه ها (۳)

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

سناریو(درخواستی):وقتی بچتون برای اولین بار راه می‌ره :نامجون...

تکپارتی جونگ کوک

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁸جی‌هوپ رو به ا/ت گفت:جی‌هوپ:ولی مطمئنی ...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

مثلا وقتی بارداری و باهاشون دعوا میکنی مقصر اونا هستن اما قب...

P23موهاش رو روی شونه هاش ریخت و از اتاق خارج شد،باباش مشغول ...

سناریو درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط