فیک ازدواج اجباری پارت ۲۰

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۰
ات:چی تموم شد
نامجون:هیچی بیا بریم لباساتو عوض کن
ات:آها یادم رفت
نامجون ات رو بغل میکنه
ات:عروسکم
جین:بیا بگیر عروسکت
ات:سپاس
نامجون :خوب من انتخواب کنم
ات:هر کدومو انتخواب کردی
روی تخت دراز میکشه
نامجون:بیا لباسشو بپوش شلوارشو بزار من برم سرویس بعد باشه
ات:آخه حسش نیست پاشم خودت بعدا بپوش
نامجون:واقعا که تنبلی
ات:خودتی
نامجون:بابام فکر وارثه نمیدونه من خودم یک دختر کوچولو دارم که باید بزرگش کنم
ات:نکوشیمون بانمک
نامجون:میدونم بانمکم نمیخواست بگی
ات:مرسی که لباس تنم کردی حالا برو به کارت برس
نامجون :باشه
بعد از سرویس
نامجون:در سرویس باز کردم ات داشت هی عروسکشو میبوسید نمیدونم چرا به یک عروسک حسودی کردم
نامجون:ات داری چیکار میکنی
ات:دارم عروسکم میبوسم
نامجون:تو تاحالا لپ منو بوسیدی [حالت اعتراض]
ات:خب نگفتی
نامجون:باید بگم که کی منو ببوسی
ات:خوب فکر میکردم که بدت میاد
نامجون:من همچین حرفی زدم
ات:خوب چرا عصبی میشی
نامجون کنار ات میشینه
نامجون:آخه.....
ات لپ نامجونو محکم میبوسه
ات:حالا خوب شد .......دیگه عصبی نیستی
نامجون:قربونت برمممممم
لپ ات رو محکم میبوسه
جین:اتتتتتت بیا غذااااا
ات:بریم من گرسنمه
نامجون:بریم کوچولو
اسلاید یک لباس ات اسلاید دو لباس لیسان
دیدگاه ها (۳)

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پنهان عشق

پارت اخر۲ سال بعد امشب کریسمسه جونگکوک: تهیونگ برام هدیه خری...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

پارت ۲۶

پارت دوویو یوری نامی تنها کسیه که حاضرم جونم رو براش بدم همه...

part 69جونگکوک و آلینا باهم دیگه رفتن آشپزخونه و اعضا که حو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط