لب هایت ستایش بوسه اند...

لب هایت ستایش بوسه اند...
مرا ببوس...
شاید کوله بار رفتنم را...
جایی کنار ایستگاه جا گذاشتم ...
و به خانه باز گشتیم...
#هومن_داوودی #ازدواج
دیدگاه ها (۱)

شُدم پیر و نجستم خانه ات راندیدم    گوهرِ    یکدانه ات رانچی...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

#دلنوشت #تکست #استوری #زیبا #خاص #عاشقانه #عشقولانه#احساسی #...

وقتی لب تو خنده زد

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

کپشششننن🥿😌عروسک من😈🔞پارت هشتاد و شش صورتمو قاب دستام گرفتم ل...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_52ورقه روی میز کنار تخت گذاش...

پارت ۱ «ساعت ²²:⁴⁰ دقیقه»آروم گوشت تکه شده ای رو‌ از توی دیس...

روی آن نوشته شده بود:«اگر می‌خواهی برادرت زنده به خانه برگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط