ادامه پارت 92

ادامه پارت 92

چشم باز کردم و نگاش کردم به مامان نگاه کرد که کمی اونورتر وایستاده بود ولبخندی زد و گفت : اون موقع فک میکردم دوسم نداره.. فک میکردم 
چون مجبوری باهام ازدواج کرده ازم متنفره..عاشقش بودم و خیلی بلاها به خاطر من سرش اومده بود و فک میکردم حالش ازم بهم میخوره 
زل زد تو چشمم و گفت : اما عاشقم بود..و من اينو 
نمیدونستم..همه ماها همیشه از یه طرف قضیه خبر داریم...کریستینا ادما همیشه اونچیزی نیستن که میگن و اونکاری رو نمیکنن که باید بکنن ادما همیشه طبق خواسته ما پیش نمیرن.. فقط کافیه خودت رو محکم توجایی که هستی حفظ کنی تا این بادها رد بشن.. 
چشمام رو بستم. نمیتونستم از این باد بگذرم. این باد همه وجود منو گرفته.  
بابا : نمیگی اون ادمی که انقدر قدرت داشته تا اینجوری اشفته ات کنه کیه؟ 
لبام و چشمام رو محکم و بیشتر به هم فشار دادم سکوتی برقرار شد و بعد صدای نفس عمیق بابا اومد. مامان اروم گفت : من امشب رو پیشش میمونم  ... و صدای باشه اروم بابا و بعد صدای در.. 


های دخترا خیلی ممنون باعث ازهار نگران تون و متأسفم که نگران تون کردم من اصلا حال مساعدی نداشت و خیلی بد مریض شدم برای همین فعالیت نداشتم اینم حتا الانم که دارم این پارت ها آپ میکنم از حالت تهو سر گیجه نمیتونم بشینم اما بخاطر درخواست های شما سعی کردم بزارم و باید بگم که امروز دیگه پارتی آپ نمی‌شه اگه حالم بهتر بود فردا صبح می‌زارم ببینم چیکار می‌کنید
و
در مورد داستانم دلتون خوش نکنید چون طوفانی بد تر توی راهه
دیدگاه ها (۱۱)

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

I'm not jealous part 63صدای آشنایی نه چندان دور شنیدم؟نمیدون...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

کپشننننن💖💅🏻دوردونه سکسی🤤📵پارت یازده راننده ماشین رو حرکت داد...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟓 جین: بله منم خوشحال میشم که با شما دوست ...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط