{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۱

پارت ۱۱

(که وسط حرفشون در باز میشه و اعضا میان داخل )

جونگ کوک:چرا هیچی نمیگین؟

یونگی :باز داری بهش قوانین رو میگی نه؟

جونگ کوک:آره

جیمین:خدا به دادت برسه‌یونا

نامجون:خیله‌خب بریم درموردش حرف بزنیم

جونگ کوک:اوکی بریم ...هی هنوز حرفمون تموم‌نشده فعلا تا همینجا خوبه فهمیدی

یونا:وایسا ببینم مگه زندانه

تهیونگ: والا زندان هم از اینجا بهتره

یونگی :میخواستی فیلم نگیری اون موقع کارت هم به اینجا نمی‌کشید

یونا:خب چیکار کنم الان من فقط داشتم رد میشدم و فیلم گرفتم بابا قتل که نکردممم

جونگ کوک: بسه دیگه اینجا از زندان‌خیلی بهتره اونجا نمیتونی هیچی بخوری ولی آنجا همه چی در اختیارته درضمن یادم رفت ولش بریم

یونا :لعنت بهت(زیر لب به جونگ کوک گفت که)

جونگ کوک:شنیدما

یونا:منم‌از عمد گفتم که بشنوی اوکی

جونگ کوک:تو یه دیوونه به تمام معنایی

جیهوپ:هی فک کنم هر روز این مدلی باشه بریم

دو ساعت بعد

(از اتاق میان بیرون و میان تو حال)

یونا:هی اصلا قبول نیست بزنشش

جونگ کوک:چی میگی حالت خوب....وایسا ببینم‌این که وسایل بازی منه دست تو چیکار میکنههه؟

یونا:داد نزنن‌ اولندش که دلم خواست‌برش داشتم دومندش که اگه بازی نکنم چیکار کنم به خدا دارم دیوونه میشممم

یونگی:اوکی شروع شد پاپکرن ها کجاست

جیمین:وای‌یونگی از دست تو

جونگ کوک:به من چه که داری دیوونه میشی حق نداری به وسایل من دست بزنی اوکییی بدش به من برو اونور ببینم

یونا:هه‌باشه بگیرش
ولی‌اگه چیزیش بشه ازت نمیگذرم

جونگ کوک:چی میگی تو؟

یونا :هیچ

جونگ کوک:هی رونا بیا اینو از من بگیر بزار سر جاش

(رونا خدمتکار خونه هست)
رونا:چشم ارباب

رونا:ارباب

جونگ کوک:چی میگی؟

رونا :اما پلی استیشنتون که سر جاشه

جونگ کوک:ها؟ بده ببینم اینو سیمش هم بد...(که پلی استیشن میوفته رو زمین و ..)

جونگ کوک:پلی استیشنم...اشکال نداره یکی دیگه‌سفارش بده اینم بنداز‌ دور

یونا:اوکی من آرومم خیلی آرومم

جونگ کوک:ها؟این چشه‌

یونگی :فک‌ کنم جونگ کوک قراره کتک بخوره

همشون باهم:ها؟

یونگی:نمیدونستین اون مال جونگ کوک نیست چون برای‌ جونگ کوک فقط مشکیه

جونگ کوک :چه چرت و پرتی میگی ؟

یونگی:خب دیگه‌ انشالله که کشته مشی هرچند اگه بشی هم من خیلی حال میکنم

یونا:میدونی هههه من چه قدر پول اونو دادمممممم

(جونگ کوک آب‌دهنشو قورت داد و گردنشو کج کرد و گفت)

جونگ کوک:منکه خیلی تشنمه شما‌چی ؟

جیمین:حالا فهمیدم یونگی اوکی نه خودت میل کن (منظورش کتکه)

یونا:اونو تازه گرفتم‌‌ و کلی پول هم دادم و فقط یه دور بازی کردم

یونگی:آخ‌ درکت میکنم من اگه جات بودم زندش نمی‌گذاشتم

جونگ کوک:داداش میخوای پیاز داغشو زیاد نکن

یونگی:نوش جونت یه بارم باید تو بترسی همه از تو میترسن تو‌هم باید از زنت

جونگ کوک:یونگیی
یونگی:جونگ کوک

یونا : ببین الان انقد کفریم که اگه یکی مثل همین‌همین هم اینجا باشه بازم چیزی از عصبانیتم‌کم نمیشه باید‌فقط تورو زنده زنده بسوزونمت

جونگ کوک:بیا با هم حرف بزنیم هوممم؟اصلا معامله چطوره ها؟یکی مثل همین رو بهت میدم پولش هم که از دست دادی بهت میدم

یونا:دیگه پولم که بر نمیگرده سرجاش مگه نه ؟پس باید کتکش رو بخورییی وایسااا

جونگ کوک:بابا وایسا وایسا دو برابر‌ چطوره‌‌به نظرم بیا دست بدیم تمومش کنیم

یونگی:من جات بودم قبول نمیکردم
یونا:ای قربون اون دهنت من تا تورو نکشم چیزی رو‌قبول نمیکنم مگه بهت نگفتم که اگه چیزیش بشه ازت نمیگذرم ها وایسااا.....

دوست داشتین؟🤗
دیدگاه ها (۲۲)

پارت ۱۲جونگ کوک:بیا اینم هم پول و هم پلی استیشن اونم همون رن...

پارت ۱۳(سالن مهمونی .کیف‌و کفش و لباس یونا)جونگ کوک:هی یونا ...

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

پارت ۹یونا: خب قضیه اینه که خانواده هامون چون باهم دوست بودن...

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

پارت ۴یونا:توووو(با داد)جونگ کوک:آه ببخشید خوارم ترسیدیونا:چ...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

پارت ۱۴تانر :من کیم؟ من تانر هستم کسی که نامزد یونا هست اوکی...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

پارت ۲۵ دکتر:خوشبختانه خوبه دختر قویه فقط باید روز به روز زخ...

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

Iove and the moonPart11همینطور که اطراف خیره شده بود دست گرم...

پارت ۱۵یونا:اینجا‌وایسین تا من رمز رو بزنم بعدم بریم داخل جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط