بر باد می دهم هر انچه را که تا بدین لحظه نوشته ام....!!!!

بر باد می دهم هر انچه را که تا بدین لحظه نوشته ام....!!!!

منی که اغاز را نه می دانم ، نه ... می شناسم!!

فقط معلوم است که همگی ، ادامه ای هستیم که پایان را نمی دانیم و...

اینجا ، ان داستانی نیست که در خیالات قبل از خواب در دل رخت خواب رسم می کنیم و با ان به خواب می رویم. . .!!!

این دنیا "واقعی" است...!!

درست مثل زخم هایی که بر پیکره می افتد...

جور مرموزی ، درد را نیاز شده ام...!

عزم راهی دور در بی زمانی فکر های کال...!!!

و پایانش.... خوابی عمیق !!

گلویم پر شده از فریاد های سالخورده ای که اگر رهایشان کنم می میرند...

مشتم را اگر باز کنم...دستان خالی ام رو می شود!!

و...

دستان خالی مشت های خوبی می شوند یا شاید...

خوب مشت می شوند...!!

***دلارام***

دوشنبه
1392/9/18
دیدگاه ها (۵)

مادونای بنوآ اثری از لئوناردو داوینچی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

چند پارتی بازی ممنوع

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_6 فصل سوم | اتا...

هپروت

این هپروت کجاست که نصف عاشقی ، غم، اضطراب ، دوست داشتن ، جشن...

این هپروت کجاست که نصف عاشقی ، غم، اضطراب ، دوست داشتن ، جشن...

شب شد...از نیمه گذشت....همه خواب بودند و من ماندم...نشسته بر...

داستان‌هایی از سعید شیری

ިرویߊ‌ܣߊ‌ܨ تܦ̈ܢܚیܩܢ ܢܚ݅ܥ‌‌ܣ↻ p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط