کاش من هم شیمیایی می شدم

کاش من هم شیمیایی می شدم
در هوای تو هوایی می شدم

کاش «موجی» می شدم بی ادعا
غرق اوهام خدایی می شدم

دیدگانم را به «ترکش» می زدم
لایق این روشنایی می شدم

می فتادم روی مین بی دست و پا
عاشق بی دست و پایی می شدم

می نهادم سر به پایت تا ابد
مرده بودم مومیایی می شدم

بین مرگ و زندگی پل می زدم
باعث این آشنایی می شدم

چون شهیدان در پگاهی دلنشین
من فدایی من فدایی می شدم

دل به دریای محبت می زدم
قطره قطره کربلایی می شدم
دیدگاه ها (۷)

تقریبا خیلیا نمیدونستن چی هست. فقط یه سوال میمونه. ما ها که ...

Rz prpr ²³سرشو بغل کردم و در حالی آروم موهاشو نوازش میکردم ...

داستان کوتاه در انتظارش نویسنده الهه پورعلی

فیک سکوت اتاق سیصدو هفت

فرشته نجات

part⁶¹🗿🦖

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

من ریزه کاری های بارانمدر سرنوشتی خیس می مانمدیگر درونم یخ ن...

باز سرفه هایم شروع شد حرفهای ناگفته خودرابه همراه سرفه فرودا...

#Part_171سری تکون دادم و گفتم_انگار غذا هم نمیتونم بخورم!از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط