{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفرین به من ! به این دلِ سرگرم آرزو

نفرین به من ! به این دلِ سرگرم آرزو
نفرین به بغضِ نیمه شبِ مانده در گلو
دردا که دور گشته و از من بریده است !
من هم بریده ام دگر از نام و آبرو
نفرین به خاطره! به جدایی، به هر چه بود
دعوا، جدل، گلایه ، بهانه، بگو مگو
نفرین به خوابهای پریشان هر شبم!وقتی مرورمیشود
این قصه مو به مو
با این همه نمی شود از دل برانمت اصلاقبول هرچه بگویی فقط بگو
ای جان
تو را به جانِ منِ خسته جان بمان دیگر بگو
چگونه بگویم بمان ؟ بمان !
از رفتنت همیشه خبر داده اے ولیک بازهم بدون خبرناگهان بمان
دیدگاه ها (۱۶)

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #عاشقانه #غمگین #دلت...

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگوس...

هیچ مگو

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت؛آمـــدم، نعـــره مــزن، ج...

ای جان! تو را به جان منِ خسته جان، بمان دیگر بگو چگونه بگویم...

هیچ مگو

لعنت به بغض نیمه شب مانده در گلولعنت به آنچه مرده درونم، به ...

غمیـــنم و تنها به خلوت شبها شکــــسته دلم را جدایی توچو شعل...

حال_من_خوب_است_اما_با_تو_بهتر_میشود... اردیبعشق جان... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط