{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای جان! تو را به جان منِ خسته جان، بمان

ای جان! تو را به جان منِ خسته جان، بمان
دیگر بگو چگونه بگویم بمان؟ بمان!
از رفتنت همیشه خبر داده‌ای، ولی
یکبار هم بدون خبر ناگهان بمان
آغوش من به داشتنت گرم می‌شود
ای مرغ پر گشوده در این آشیان بمان
می‌میرم از حسادت خندیدنت به غیر
از چشم‌های هرزه‌ی مردم نهان بمان
دلتنگ و دل سپرده، دل‎آرام و دل‎فریب
ما را چنین بخواه و خودت آنچنان بمان...:)
دیدگاه ها (۱)

تو اگر باشی و من باشم و باران باشد به بغل می کشمت گر چه خیاب...

دلتنگی که فصلی نیست... مثل سرما خوردگی اول پاییز گریبان آدم ...

گاهی اوقات یه جاهایی هستش که همه چیش برات قشنگه. مثل کوچه ها...

🙂❤

سلام بر دوستان وعزیزان بهتر از جان میدان داران خیابان های حق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط