جیمین ویو):

جیمین ویو):
امروز یه دختره جدید رو پیدا کرده بودم براش پوله خوبی گرفته بودم آنروز قرار بود برسه ولی انگار کسی نفرستادش‌.‌..

( زمان موقعی که دختره ریان اومد):
تو تختم بودم که دره اتاقم زده شد
_کیه
خدمتکار: ارباب بفرنایین‌پایین خانم اومدن
_باش
رفتم پایین دختره پشتش بهم بود قدش خیلی بلند بود موهای سیاه و بلندش با یه رژه قرمز تو چِشم چمدونه باربی طوری رو تو دستش گرفته بود و با یه لبخند زشت که به نظر خودش قشنگش کرده بود بهم نگاه می‌کرد
_اومدی پارتی (سرد و طلبکارها برادر)
*چی؟(زد تو زوقش)
_هوففف هی بیاین اینو ببرین یه اتاق بهش بدین قوانین رو هم بگین من حوصله ندارم.
دهنه همه ی خدمتکارا باز مونده بود اون دختر شبیه هرزه ها بود با اینکه هیچ حسی به ا/ت نداشتم ولی مطمئنم هیچکس به کیوتیه اکن نمیرسه صورته معصوم و دلبرانش اون به دختر پاک بود خودم باکره‌گیش رو
دیدگاه ها (۲)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒با کمک آمرلا لباس سل...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

پات ۱۹

سناریو سو پارت اخر

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

پارت ۴

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

چند پارتیپارت ۲چند پارتیتا زنگ کلاس به صدا دراومد، کتاب رو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط