خدا گفت:

خدا گفت:
زمین سرد است...
چه کسی میتواند زمین را گرم کند ؟
زن گفت:
من میتوانم، خدا شعله به او داد ! زن شعله را در قلبش گذاشت، قلبش آتش گرفت !
خداوند لبخند زد، زن پر از نور شد، زن زیبا شد ...
خدا گفت:
زن شعله را خرج کن !
زن عاشق شد ،
زن مادر شد ،
زن مهر شد ،
زن ماه شد ...
در تمام این سالها خدا سوختن زن را تماشا کرد ...
خدا گفت:
اگر زن نبود ,
زمین من همیشه سرد ﺑﻮﺩ ... !
دیدگاه ها (۵)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

🌙✨﷽✨🌙☀️ خورشید جایش را به ماه می‌دهد...🌙 روز به شب، آفتاب به...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

بهار بدون تو

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

دختری که ملکه ی جهنم شد

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

The Last Shadow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط