{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل که فکرمی کنم،تو هستی وتمامِ عشق

غزل که فکرمی کنم،تو هستی وتمامِ عشق
دوباره می سرایمت،به نام من به کام عشق
به انتخاب من نبود، گره زدی وجود من
تو بازکن دوباره این،وجودِمن ز دام عشق
نگاه کُن که سخت نیست،کنار تو فنا شدن
فقط به لحن دیگری،به من بگو پیام عشق
مگر وجود من چه بود؟کمی تبسمِ لبت
به خنده ای دلم گرفت،تو میدهی دوام عشق
هزار مرتبه اگر،زعشق توبه کرده ام
هزارویک به خنده ات،شدم دوباره خام عشق
چرا رها نمی کنی، زمن نمانده هیچ دوست
نه میکده،نه بتکده،نه مانده خم،نه جام عشق
دریغ می کنی زمن، شمیم عطر بودنت
زمان رفتنم شده،بیا بگو سلام عشق
امان زلحظه ای که پَر،فقط برای زینت است
زجنس#پروانگیم،شکسته شدمرام عشق
#ناصرپروانی
دیدگاه ها (۱)

#عذرخواهی#پارت-آخر_3چان کل شب چشم روی هم نزاشت و فقط از ا.ت ...

.. هَمــ آغوشـــ🤍🪐🫀 ..             ←پارت۳۲6→

عشق کلاسیک 🤎 ✨ p16ب/ت : خوشحالم این و میشنوم !بعد از صحبت ها...

[̲̅P̲̅][̲̅a̲̅][̲̅r̲̅][̲̅t̲̅][̲̅4̲̅]~دوباره صورتشو بالا گرفت....

'عشق آغشته به خون ' P⁴⁷______تهیونگ ______تهیونگ:من هیچ علا...

روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به...

روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به...

روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط