استاد ریاضیات

#پارت_12
وارد شدم که به طرف استاد نگاه کردم

که سر تکون داد یعنی حالا خوبه

بعد محمد به طرفم اومد که پروژه مون تحویل بدیم

که رفتم دادیم بع قبول شدیم

و زنگ کلاس خورد محمد امد

+میشه باهم حرف بزنیم

_نه نمیشه

+چرا

_چرا مگه داره من نمخوام بای

رفتم داشتم راهمو میرفتم که اساد امیر اومد کنارم

+حق نداری با کسی حرف بزنی فهمیدی

چرا مگه تو کی هستی که بهم دستور بدی

_چرا مگه
دیدگاه ها (۰)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

وقتی هم دانشگاهی بودید و Part:⁴حتی فکرشم بهم حالت تهو دست م...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

رمان اسیر خان پارت سوم ۳

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎6 ⊹˚₊ ویو تهیونگ | سالن عروسی از روی...

My friend ♡:)part.22...ازت میخوام تو مدلی بشی که با اونا عکس...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۵ | یه حس عجیب وس...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

#رمان_تو_قلب_منی #پارت۲آرام: بیا بریم کلاسمون نرگس: باشه پس ...

عشق و خون ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط