شنیدم که بر مرغ و مور و ددان

شنیدم که بر مرغ و مور و ددان
شود تنگ روزی ز فعـــــــل بدان
در این کشور اندیشه کردم بسی
پریشان‌تر از خــود ندیدم کسی
ـــــــــــــــــــــــــــــ
#سعــــــــــــــدی_جان
#صبح_بخیر_عزیزان
دیدگاه ها (۲)

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

Seven

Season Two | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌ᴘᴀʀᴛ ¹ 🖤همه‌ی آدم‌ها رازهایی دارن؛ ر...

▪️یک قطعه از تربت را به امواج سیل افکندم و لحظاتی بعد سیل بن...

فیک تهیونگ عشق اجبار

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 منم اسیر و پریشان ز یار خود محروم غری...

شبی حیران و سرگردان، ز کوی تو گذر کردمپریشان حال و بی سامان،...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد، فریبنده زاد و فریبا بمیردشب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط