فن فیک عشق در شب
پارت ۴
کیساکی: کار داره ، اون همیشه سرش شلوغه ... باید گند کاری هاشو جمع کنه
ا/ت: اینجوری راجب اون حرف نزن... گنگ خودتم ...
ران: ا/ت با داد و عصبانیت
ا/ت: بله
ریندو: بدو بیا
ا/ت رفت سمتشون
ران: ا/ت باید همین الان از اینجا بریم
ا/ت : چرا؟ مایک هنوز نیومده
ریندو: کیساکی برات نقشه ها داره
ا/ت: چی .. کیساکی ؟
سانزو: ینی نفهمیدی؟
ا/ت: چیو؟
سانزو: اون دوتا دوست دارن
ا/ت: چییییی
ریندو: آروم تر ا/ت
ا/ت: ب.باشه
ران : بریم
و همه داشتن از سمت در مخفی بیرون میرفتن ک کوکو با سرعت بالا ماشینو جلوشون گرفت و گفت:
کوکو: سوار شید
ران تا درو باز کرد با بدن زخمی و غرق در خون مایکی روبه رو شد
همه تعجب کرده بودن اما سوار شدن
از سمت چپ: مایکی،سانزو،/ت،ران،ریندو
چون ماشین بزرگ بود همه جا شدن
جلو هم سمت راننده کوکو و سمت شاگرد یک معمور مخفی
ا/ت داشت کم کم گریه میکرد و گفت :
....
لایک و فالو
درخواستی قبوله
کیساکی: کار داره ، اون همیشه سرش شلوغه ... باید گند کاری هاشو جمع کنه
ا/ت: اینجوری راجب اون حرف نزن... گنگ خودتم ...
ران: ا/ت با داد و عصبانیت
ا/ت: بله
ریندو: بدو بیا
ا/ت رفت سمتشون
ران: ا/ت باید همین الان از اینجا بریم
ا/ت : چرا؟ مایک هنوز نیومده
ریندو: کیساکی برات نقشه ها داره
ا/ت: چی .. کیساکی ؟
سانزو: ینی نفهمیدی؟
ا/ت: چیو؟
سانزو: اون دوتا دوست دارن
ا/ت: چییییی
ریندو: آروم تر ا/ت
ا/ت: ب.باشه
ران : بریم
و همه داشتن از سمت در مخفی بیرون میرفتن ک کوکو با سرعت بالا ماشینو جلوشون گرفت و گفت:
کوکو: سوار شید
ران تا درو باز کرد با بدن زخمی و غرق در خون مایکی روبه رو شد
همه تعجب کرده بودن اما سوار شدن
از سمت چپ: مایکی،سانزو،/ت،ران،ریندو
چون ماشین بزرگ بود همه جا شدن
جلو هم سمت راننده کوکو و سمت شاگرد یک معمور مخفی
ا/ت داشت کم کم گریه میکرد و گفت :
....
لایک و فالو
درخواستی قبوله
- ۳۸.۵k
- ۰۹ آذر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط