کسخلان گروگان

پارت ³¹
ویو کایا
مایکی یهو عربده زد
مایکی: سااااااااااانزوووووووووووووووووووووووووو
کیوکا از خواب پرید
کیوکا: چه خبرهههههههههههههههه؟؟؟؟؟ جنگ شدههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟
مایکی: #_#
سانزو با لگد درو باز کرد
سانزو: کدومممممممممم خریییییییی جرعت کردهههههههههههههه مایکی رو اذیت کنههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟
کایا: توی خر هم همش به فکر مایکی جونت باشششششششششششش الاغ فقط صدات کردددددددددددددددد
سانزو: @_@
مایکی: %_%
ران: موندم چجوری جرعت کرد راجع مایکی اینجوری حرف بزنه
کوکو: انگار من میدونم
کیوکا: شماها اونجا چی میگین؟
کایا: شما که بیرون شدین از اتاق
کوکو: め_め
ران: あ_あ
ریندو: ゆ_ゆ
خواستن برن عقب جیم بزنن که...
مایکی: جرعت دارین یه قدم تکون بخورین تا تنبیهتون چن برابر بشه
کیوکا: هرچی رئیستون میگه گوش کنین
کایا: حرف شنو باشیم افرین افرین به عنوان جایزه بهتون بوس میدم
سانزو: چی زر زر میکنی واسه خودتتتتتتتتتتتت؟؟؟؟؟؟
کایا: تو هم بوس میخوای؟ حسودی نکن بهت میدم
سانزو: حرومییییییییییییی
یهو تفنگش رو در آورد و یه تیر تو پام شلیک کرد
کایا: آیییییییییییییی روانیییییییییییی پامممممممم
سانزو: نمیرییییییییییییی تفنگ ترقه ایهههههههههههههههههههههه
یه نگاه به پام کردم
کایا: پس این قرمزه چیهههههههههههههه
سانزو: رنگ لباسته
کایا: راستم
کیوکا: #_#
سانزو: &_&
کوکو: %_%
ران: @_@
ریندو: $_$
مایکی: 🤦🏻‍♂️
کایا: 😁
مایکی آه کشید: سانزو اینا رو ببر همون اتاقی که توش بودن
کایا: جنگللللللللللللل
کیوکا: سلامممممممممممممممم جنگلللللللللللللللللللللل
مایکی: #_#
کوکو: مایکی... پس بازجویی چی میشه؟
ریندو: جواب گرفتی؟
مایکی پشتش رو کرد بهمون
مایکی: بعدا. الان حال ندارم
سانزو: چیزی شده؟
مایکی: نه
من که میدونم فکرت درگیر گذشته ت شده تو انکار کن
سانزو: این دوتا عوضی کاری کردن؟؟؟؟
کایا: تو چه گیری به ما دادییییییییییییی
سانزو: چون بهتون اعتماد ندارممممممممم
کیوکا: خب نداشته باشششششششش به یه ورمممممممممممم
سانزو: قشنگ معلومه زیر سر خودتونه
مایکی عربده زد: گفتم چیزی نیسسسس!!!! حالا هم بیرونننننننن!!!!!
همه از جاشون پریدن
ران دستامون رو باز کرد و گفت دنبالش بریم
ما هم بدون هیچ حرفی دنبالش راه افتادیم و رفتیم بیرون
درو کع بستیم، همه شون شروع کردن به حرف زدن
کوکو: قضیه چیه
سانزو: اول که یهو بیرون مون کرد، الانم اینجوری میکنه
ران: رسما داشت از زیر جواب گفتم در میرفت
ریندو: شاید دلیل داره
همه شون آه کشیدن
کایا: ما اینجا برگ چغندریم
کیوکا: نخیر شلغمیم و خودمون انکار میکردیم
کایا: من که میدونستم تو شلغمی. ولی من فرشته م
کیوکا: دهنو گل بگیر با تشکر
همه شون با نگاه وادفا بهمون مینگریستن
؟؟؟: اینجا چیکار میکنین؟ برین کاری که مایکی گفت رو انجام بدین دیگه
سرمون رو چرخوندیم. عه... پادشاهه
صب کن یه چیزی
ایزانا؟ واقعا اونه...
ولی اون که...
سانزو: الان
ران: بیاین بریم
و راه افتاد و دنبالش رفتیم
برگشتیم توی همون اتاقی که توش بودیم. رفتن بیرون و در رو بستن
حالا فقط خودمون دوتا تو اتاق بودیم
کیوکا روی تخت لم داد و منم روی صندلی لش کردم
کیوکا: منظورش ارز اون حرفا چی بود؟ با دنیای انیمه کلا فرق داشت
کایا: ...
کیوکا: یعنی چی که با دشمنش پیمان دوستی بسته؟ یعنی چی که بعد اینکه همه اومدن تومان، بونتن رو تشکیل داده؟ این ترکیب خط زمانی اول و آخره
کایا: ...
کیوکا: هی... چرا چیزی نمیگی
کایا: ایزانا تو بونتنه
کیوکا: خب که چی؟ برادر خونده مایکیه دیگ_
حرفشو قطع کردم: ایزانا توی خط زمانی بونتن مرد
کیوکا ساکت شد
کایا: توی نبرد تنجیکو... آخرین نبرد تومان
کیوکا: ولی الان زنده س
کایا: به این معنا نیست که شاید بقیه هم زنده باشن؟
کیوکا: منطقیه اما...
کایا: اما چی؟
کیوکا: مایکی گفت غم توی چشماش غم از دست دادن عزیزه. یعنی دوستاش. یعنی نسل اول توکیو مانجی گنگ
کایا: یکم فکر کن، گفت «غم از دست دادن "عزیزت" چیزی نیست که بتونی باهاش کنار بیای»
کیوکا: خب؟ عادی بود حرفش
کایا: نه
کیوکا اخم کرد: واضح حرف بزن
کایا: گفت عزیزت، نگفت عزیزانت. یعنی یک نفر!
کیوکا: اما... اون خیلی ها رو از دست داد. که اولینش شینچیرو بود
کایا: یکیشون هم ایزانا. اما اون زنده س.
کیوکا انگار چیزی یادش اومده باشه: چن روز پیش، با اما حرف زدیم
راست میگه، اینو یادم نبود!!
کایا: پس شاید بقیه هم زنده باشن؟ و اگه زنده باشن، سوال اینجاست...
کیوکا: اون "عزیز" چه کسیه
~~~
تیمامممممم
یاح یاح حدس میزنین اون عزیز کیه؟
عمرا بتونین بگین
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
دیدگاه ها (۸۷)

پارت ۱۳#عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم ●●●●●●●●●■■■■○■■■...

عشق بی قید و شرط پارت ۳

فرشته کوچولو ۳......پارت ۲

stolen

سناریو درخواستی رفیق اسکلم

P1⏳️Crimson Bonds — پیوندهای سرخ⏳️..ریندو و سانزو توی یک دبی...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط