وقتی بهت سیلی زد....

وقتی بهت سیلی زد....

پارت ۲
ویو جونگکوک
یهو افتادم یاده دعوایه دیشبم با ات اخخخخخ چیکار کردم واییییی الان خیلی ناراحته برم از دلش دربیارم ، رفتم توی آشپزخونه که دیدم اونجاست رفتم از پشت بغلش کردم

جونگکوک: ات

ات:....

جونگکوک: نفسم

ات: ....

جونگکوک: فداتشمم ببخشید دیشب حالم خوب نبود


ویو ات
که یهو.....


خماری ✌️
شرط پارت بعدی
۱۱ لایک
۹ کامنت
۳ بازنشر
ببخشید کم بود
بای بای 🎀
دیدگاه ها (۳۶)

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

پنهان عشق

پارت دو قرمزی 😗🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه دیر شود 🙇🏻‍♀️🫠ویو اتکه یهو د...

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

#تکپارتی_کوک*به مناسبت تولدشششش😆*ساعت ها همینجوری میگذشت..ات...

پارت 45╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌲 کلبه‌ی جنگلی 🌲╚═══.·:·.💜.·:·.═══...

#برادر ناتنی من

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط