🤡

جوکر یه دیالوگی داشت که میگفت:
من لبخند میزنم که دردامو پنهان کنم
و ارزومه یه روز،یکی بیاد نگام کنه و بفهمه
همه چی دروغه،و چه روزایی که از درون
ذره ذره نابود شدیم و لبخند زدیم ولی هیچکس
نفهمید این لبخندا دروغه:)🫠
دیدگاه ها (۰)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.60(روایت از زبان ا.ت)بع...

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷ویو میکا_____میکا: «چی...

چندپارتی

ببینین حتی سانی هم نمیدونست و گول خورد.... میدونی چیه؟ اصلا ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶رینا: مال خودم.جونکوک:...

dark life=23

𐙚 پارت ² | ویو نامرابالاخره زنگ تفریح خورد و من سریع کتابم ر...

مهمونی خطرناکپارت=28ویو اتبالاخره به خونه رسیدیماز ماشین پیا...

رمان اسیر خان پارت یازدهم ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط