{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق_یا_گلوله؟

#عشق_یا_گلوله؟



𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹


𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷



ویو میکا_____



میکا: «چی؟»

جیمین: «نمی‌خواستن بفهمن.»

بهش نگاه کردم.


میکا: «منظورت چیه؟»


جیمین جواب نداد.
فقط پرونده رو بست.


جیمین: «اینجا بیشتر از این چیزی پیدا نمی‌کنیم.»


میکا: «چی؟! تازه پیداش کردیم!»


جیمین: «بقیه‌ش رو باید جای امن‌تری بررسی کنیم.»

میکا: «عمارت؟»

جیمین: «آره.»

میکا: «چرا؟»

جیمین: «چون اگه کسی بفهمه ما این پرونده رو پیدا کردیم، ممکنه قبل از اینکه بفهمیم قضیه چیه، خودشون سراغمون بیان.»


چند ثانیه بهش خیره شدم.

میکا: «پس بریم.»



پرونده رو برداشتم و از اتاق بیرون اومدیم.
از ساختمان خارج شدیم و سوار ماشین شدیم.

جونگ‌کوک دوباره پشت فرمون نشست.
تهیونگ برگشت سمت ما.

تهیونگ: «پیدا کردین؟»

میکا پرونده رو بالا آورد.

میکا: «پیداش کردیم.»

جونگ‌کوک: «پس مستقیم عمارت؟»

جیمین: «آره.»


ماشین راه افتاد.
اما من هنوز چشمم روی پرونده بود.
یه حس عجیبی داشتم.

انگار این پرونده فقط جواب سؤال‌هامون نبود...
بلکه شروع یه دردسر خیلی بزرگ‌تر بود.
چهل دقیقه بعد...

ماشین جلوی عمارت توقف کرد.
وارد شدیم.

جیمین مستقیم به اتاق کارش رفت.
پرونده رو روی میز گذاشتیم.
جیمین چراغ مطالعه رو روشن کرد.

میکا: «خب...»

پرونده رو باز کردم.
میکا: «ببینیم این گودال لعنتی دقیقاً چیه.»
صفحه‌ها رو یکی‌یکی ورق زدیم.
تا اینکه رسیدیم به آخرین صفحه.
روی اون صفحه فقط یک جمله نوشته شده بود:


«پرونده مختومه است؛ اما رهبر گودال هرگز پیدا نشد.»


سکوت اتاق رو گرفت.
جیمین آروم به نوشته خیره شد.


جیمین: «رهبرشون هنوز زنده‌ست.»

میکا: «از کجا اینقدر مطمئنی؟»

جیمین نگاهش رو از روی پرونده برداشت و به من دوخت.


جیمین: «چون اگه مرده بود...»


مکث کرد.


جیمین: «لیان هنوز برای کی کار می‌کنه؟»


همون لحظه...
گوشی جیمین روی میز لرزید.
هر دومون به صفحه نگاه کردیم.


یک پیام از شماره ناشناس.
جیمین پیام رو باز کرد.
فقط یک جمله نوشته شده بود:


«پرونده رو پیدا کردین... حالا نوبت منه که پیداتون کنم.»


ادامه دارد......


لایک کنید و نظر بدینننننن🎀🔪
دیدگاه ها (۸)

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹ویو میکا_____با سردرد ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶ویو میکا_____فردا شب _...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو میکا_____چشمم رفت...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت هــفت 𓆪 🖤🥀ات عکس را محکم در دستش گر...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰ویو میکا_____همین که ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو میکا_____ماشین با...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁹ویو میکا_____ماشین هن...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴ویو میکا_____فلش‌بک ب...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁸ویو میکا_____صبح هنوز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط