{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝖑𝖆𝖈𝖐 𝖉𝖆𝖞..

𝖑𝖆𝖈𝖐 𝖉𝖆𝖞..
𝕡𝕒𝕣𝕥۴۰
*رفتم لباس تنش کردم
"میگم میخوای نریم
*چرا
" بزا چن روز دیگ
فک کنم زوده
*بیا بریم بینم
"نه چیزه
میترسم
*از چی دقیقا
" درد دار خووووو
*میخواستی خودزنی نکنی
بدو
پایین منتظرت میمونم
"کو.. ـ
*رفتم پایین
•قربان ماشینو حاضر کردم
*خودم رانندگی میکنم
بعدشم خبر مرگم قرار بود قربان گفتنو بزاری کنار-_-
•عا باش
" خداااا
زنگ زدم سوهو
@چته بزا بر...
"سوهووووو
این جدیه
رفته پاییم که بریم
@فک میکردی شوخیه
عا بارون دار میاد
بهش بگو شاید قبول کرد نرین
یا ز بزن به دکتر باهاش حرف بزن بگو به کوک بگه بستس
" هوووف
حالا ی کاریش میکنم
@بای بای
قط کردم
"عییش گراز
✓زنگ زدم به ات
" دیدم جیهوپ دار ز میزنه
یا خداا
*رفتم ببینم ات دار چیکا میکنه
"سعیمو میکردم جواب ندم
*ا..
کیه
چرا جواب نمیدی
" چیزه دوست دختر سوهو عه ازش خوشم نمیاد
ولش کن
*بده من
"چیو
*ات خودتو به اون راه نزن
گوشیتو بده من گفتم
اخم
" چرا
*گرفتم گوشیشو
همون لحظه قطع شد
"دید..ی قطع کرد
استرس داشتم
*رفتم چک کنم که پیم اومد واسش
✓ات
کجایی
اگه کوک اونجاس نمیتونی جواب بدی بعد بهم ز بزن
دلم واست تنگ شده هارتم
فعلااا
*این چیه
ینی چی
ات تو
" کوک
کوک من سعی کردم بهت بگ..
*ینی چییییییی
روانی شدیییبیییی
"کوک
کوک من من خیلی ازت عصبی بودم
به خدا به خدا پشیمونم
نمیدونستم چی بگم
*گوشیو پرت کردم
" کو....
*تو دیوونه شدییییی
خیلی خودمو کنترل میکردم که نزنمش
*واقعا
واقعا دیگ نمیشناسمت
تو
تو اون ات نیستی
"کوک لط..
*خفه شووووو
کلید درو باز کردم
*حالیت میکنم
رفتم بیرون از اتاق
درو قفل کردم
" کووووووووک
کوک لطفااااااا
*رفتم پایین
گوشیه عمارت پشت دیوار نشستم
داشت بارون میومد
وقتی اون پیما رو دیدم
انگار ی دنیا اب سرد رو کلم خالی کردن
انگار همونجا دنیا وایساد
خیلی خیلی حسه بدی داشتم
•کوک
کوووک
سرده
بیا بالاااا
*اهمیت ندادم
•فهمیدم حالش بده
رفتم پیشش
چیشده
*ات
اتو جیهوپ
باهمن
•چی
*بهش زنگ زده بود که گوشیه اتو گرفتم دیدم بهش پیم داده اگه کوک هست نمیتونی جواب بدی بعد بهم ز بزن..:)
•ای وای
*برو از تو اتاق ات گوشیشو بردار
با لپتاپو تبلتشو
•کوک این زیاده رو..
*بدو
•پوووف
دیدگاه ها (۲)

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

وقتی درسش بد بودو ..

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

وقتی تولدت بودو..

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط