بازم شب...

بازم شب...
موقع خواب...
گالری عکسات...
یکی شو باز میکنی....
داره می خنده....
زل میزنی بهش....
بغض میکنی....
یهو میبینی چشمات خیس شده ...
اشک یکی یکی میان پایین...
بی صدا....
بی صدا اشک میریزی....
با عکسش صحبت میکنی....
دلم تنگ شده میفهمی؟دلم برات خیلی تنگ شده....
پس کجایی ؟؟
مگه قرار نبود همیشه باشی ،قول داده بودی.....
زندگیم....؟!
حالم خوب نیس...
خوب شدنم فقط با تو برمیاد...با اون خنده های از ته دل،با اون خل بازیا و چرت و پرت گفتنای آخر شبامون...
گوشی میذاری کنار...
بالشت میذاری رو سرت...
صدای هق هق گریه ات دیگه نمی یاد ...

#Atefe#
دیدگاه ها (۵)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

Custom bride part : 17

پارت ۱۶یونا:چی چی میگی تو چرت و پرت نگو بیا بغلم که کلی دلم ...

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۹جونگکوگ تلخندی زد ...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

My lovely neighbor part : 89

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط