چرااعتمادکردم باید امتحانش میکردم نباید دلم دودستی تقدیمش
چرااعتمادکردم باید امتحانش میکردم نباید دلم دودستی تقدیمش میکردم احساسمو به بازی گرفت تو بازار یه روزی بایکی دیگه دیدمش نمیدونم من از اون چی کم داشتم من گذاشت رفت همیشه تو خیالم نمی تونم ازش دل بکنم مناز تنهایی دیگه طاقتی برام نمونده تنهای توکوچه ها داره دیوونم میکنه دیگه حتی به بهترین غذای مورد علاقه خودم یعنی ماهی هیچ میلی ندارم فکر کنم اخرخط باید غزل خداحافظی رو باید خوند وبایدخودم ب...
- ۶.۱k
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط