(ویکی) پارت 2 رمان funny girls
(ویکی) پارت 2 رمان funny girls
من موندم رپ کار کنم یا دنس که از اونجایی که دیدم متن رپ سخت تره رو اون داشتم تمرین میکردم حدودا ۱ ساعتی شده بود و من گرم متنش که یهو یه شارلاتان از پشتم جیغ زد این کسی نبود جز میتسو عوضی پشت کردمو از دیدن سوسک یه جیغ کشیدمو و تند رفتم بالا صندلیم خدای من اتاقم توش سوسکه من دیه تو این اتاق نمیکپم ممنیـــــــ که دیدم میتسو دلشو گرفته داره میخنده بهش گفتم چته که گفت سرکارت گذاشتم با این حرفش به سوسک نگا کردم که دیدم پلاستیکیه هی یه نگا به میتسو میکردم هی یه نگا به سوسکه که تازه فهمیدم چی شده یه جیغ زدمو دنبالش کردم رفتیم تو سالن از رو مبلا میخواستم بگیرمش... . (جنی)داشتم سیگار میکشیدم که با صدای یه جیغ که منبع صداش از ویکی بود سیگارم از تراس پرت شد پایین و پوکر نگاش کردم چه جالب افتاد از این زرزرا دست برداشتم و اروم از اتاق زدم بیرون در همین حین شنیدم ویکی چیا ب میتسو میگه : ایشالا بری زیر تریلی ۳۲ چرخ ، ایشالا خودم برات حلوا بپزم ، ایشالا قبرتو با جیشـــ بشورت ، ایشالا شوهر کور و کچل بگیردت ، ایشالا تو جمع بگوزی ابروت بره از حرفاش خندم گرفته بود رفتم سمت کابینتا یه چپس از توشون برداشتم (چیه خب بچم به چیپس میگه چپس) و رفتم tv رو روشن کردم داشت فیلم it رو میداد باحال بود در حین دیدن فیلم بودم که دو تا کره بزا نفس نفس کنان رو مبل نشستن کنارمو چپسمو بلعیدن یه نگا به چپسم کردم که بلعیده بودنشو یه نگا بهشون کردم که میتسو زود جیم زد اما ویکی با اون ۳۲ تا دندونش بهم لبخند زده بود و نیششو باز کرده بود هیشــــ دلقک دندون قرمزی یه ویشگون گرفتمشو ریلکس به سمت اتاقم رفتم... . (میتسو) بعد از گیس و گیس کشی منو ویکی که اخرشم چیپس جنی رو لمبوندیم به سمت اتاقم جیم زدم تا جیزم نکنه خو چیه نمیشناسینش که انگده خطرناکه ، یهو یاد اهنگ جدید افتادم هوفــــ اینم شده قوز بالا قوز ، نصف بیشترشو انجام دلده بودم اما کمیش مونده بود ، کامل انجامش دادمو فرستادم به بچه ها البته صوتی (لیان ) داشتم با گوشیم حرف میزدم که البته رئیس ان زنگ زده بود و میگه قراره فردا تو کمپانی ks با ۳ گروه اشنا شیم وقتی گفتم کیه گفت خودتون میفهمین به انا زنگ زدمو خبر دادم رئیس چی گفته اونم شکه شده بود حالا کی حال داره برا وکال تمرین کنه باید بچه هارو امشب جمع کنمـ باهم تمرین کنیم فردا باید اجرا کنیم هوفــــ (انا) بعد از تماسی که با لیان داشتم به سمت خونه راه افتادمو دوبارع هندزفری رو گذاشتم تو گوشام (ن . پ :پس گذاشت تو شرتش ) و اهنگـ گذاشتمو ادامه راه رو دوچرخه سوار شدم وقتی خونه رسیدم دیدم tv روشنه خاموشش کردمو سمت اشپزخونه راه افتادمو اسپاگتی که هوس کرده بودمو درستیدم و رفتم لباسامو عوض کردم (ویکی) داشتم پیانو میزدم که یه بوی خوشمزه اومد تو دماخم(اخه بچم با دماخش تست میکنه خوشمزس یا نه ) از اونجایی که هیشکس تو این خونه اشپزی بلد نیست و فقط انا و هیومین بلدن و از اونجایی که هیومین اسپاگتی بلد نیست پس انا درست کرده... .
.
.
.
بچه ها ببخشین این پارت یکم دیر شد
من موندم رپ کار کنم یا دنس که از اونجایی که دیدم متن رپ سخت تره رو اون داشتم تمرین میکردم حدودا ۱ ساعتی شده بود و من گرم متنش که یهو یه شارلاتان از پشتم جیغ زد این کسی نبود جز میتسو عوضی پشت کردمو از دیدن سوسک یه جیغ کشیدمو و تند رفتم بالا صندلیم خدای من اتاقم توش سوسکه من دیه تو این اتاق نمیکپم ممنیـــــــ که دیدم میتسو دلشو گرفته داره میخنده بهش گفتم چته که گفت سرکارت گذاشتم با این حرفش به سوسک نگا کردم که دیدم پلاستیکیه هی یه نگا به میتسو میکردم هی یه نگا به سوسکه که تازه فهمیدم چی شده یه جیغ زدمو دنبالش کردم رفتیم تو سالن از رو مبلا میخواستم بگیرمش... . (جنی)داشتم سیگار میکشیدم که با صدای یه جیغ که منبع صداش از ویکی بود سیگارم از تراس پرت شد پایین و پوکر نگاش کردم چه جالب افتاد از این زرزرا دست برداشتم و اروم از اتاق زدم بیرون در همین حین شنیدم ویکی چیا ب میتسو میگه : ایشالا بری زیر تریلی ۳۲ چرخ ، ایشالا خودم برات حلوا بپزم ، ایشالا قبرتو با جیشـــ بشورت ، ایشالا شوهر کور و کچل بگیردت ، ایشالا تو جمع بگوزی ابروت بره از حرفاش خندم گرفته بود رفتم سمت کابینتا یه چپس از توشون برداشتم (چیه خب بچم به چیپس میگه چپس) و رفتم tv رو روشن کردم داشت فیلم it رو میداد باحال بود در حین دیدن فیلم بودم که دو تا کره بزا نفس نفس کنان رو مبل نشستن کنارمو چپسمو بلعیدن یه نگا به چپسم کردم که بلعیده بودنشو یه نگا بهشون کردم که میتسو زود جیم زد اما ویکی با اون ۳۲ تا دندونش بهم لبخند زده بود و نیششو باز کرده بود هیشــــ دلقک دندون قرمزی یه ویشگون گرفتمشو ریلکس به سمت اتاقم رفتم... . (میتسو) بعد از گیس و گیس کشی منو ویکی که اخرشم چیپس جنی رو لمبوندیم به سمت اتاقم جیم زدم تا جیزم نکنه خو چیه نمیشناسینش که انگده خطرناکه ، یهو یاد اهنگ جدید افتادم هوفــــ اینم شده قوز بالا قوز ، نصف بیشترشو انجام دلده بودم اما کمیش مونده بود ، کامل انجامش دادمو فرستادم به بچه ها البته صوتی (لیان ) داشتم با گوشیم حرف میزدم که البته رئیس ان زنگ زده بود و میگه قراره فردا تو کمپانی ks با ۳ گروه اشنا شیم وقتی گفتم کیه گفت خودتون میفهمین به انا زنگ زدمو خبر دادم رئیس چی گفته اونم شکه شده بود حالا کی حال داره برا وکال تمرین کنه باید بچه هارو امشب جمع کنمـ باهم تمرین کنیم فردا باید اجرا کنیم هوفــــ (انا) بعد از تماسی که با لیان داشتم به سمت خونه راه افتادمو دوبارع هندزفری رو گذاشتم تو گوشام (ن . پ :پس گذاشت تو شرتش ) و اهنگـ گذاشتمو ادامه راه رو دوچرخه سوار شدم وقتی خونه رسیدم دیدم tv روشنه خاموشش کردمو سمت اشپزخونه راه افتادمو اسپاگتی که هوس کرده بودمو درستیدم و رفتم لباسامو عوض کردم (ویکی) داشتم پیانو میزدم که یه بوی خوشمزه اومد تو دماخم(اخه بچم با دماخش تست میکنه خوشمزس یا نه ) از اونجایی که هیشکس تو این خونه اشپزی بلد نیست و فقط انا و هیومین بلدن و از اونجایی که هیومین اسپاگتی بلد نیست پس انا درست کرده... .
.
.
.
بچه ها ببخشین این پارت یکم دیر شد
- ۱۰.۲k
- ۲۸ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط