name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.
name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.
Season:¹.
part:¹³.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..پایان از زبان راوی..
.
..آرورا ویو..
.
صبح با صدای زنگ ساعت کنار تختم از خواب پریدم.
.
صبح شده بود و من هنوزم خسته بودم .
.
اما امروز روز مهمی بود .......
.
امروز من و سلنا مسابقه داریم .
.
اونم تو استادیوم باله رقیب سرسختی داشتم.
.
پریشون دستی به موهایی که دیگه از حد معمول بلند تر شده بود کشیدم .
.
بلند شدم و روی تخت نشستم.
.
تو فکری فرو رفتم که نمیخواستم غرقش بشم.
.
بازم اون فکرها و بازم همون پسری که جئونکوک اسمش بود.
.
برای اینکه بیشتر غرق این فکر ها نشم تکونی به سرم دادم تا کل اون فکر های بی معنی از ذهنم گمشه بیرون .
.
اروم پامو گذاشتم روی زمین تا بلکه درد پاهام جیغ به دهنم نندازه.
.
به سمتWCرفتم و بعد انجام کار هام به سمت کمد رفتم لباسم رو عوض کردم و لباس دیگه ای برای تمرین باله رو به دست گرفتم .
.
و گذاشتم روی صندلی .
.
موهای پریشونم که حالا تا زانو هام میرسید رو شونه کشیدم و گیس کردم .
.
کفش باله ام رو برداشتم .
.
نفسی عمیق کشیدم تا به ریه هام جلایی ببخشم .
.
و به بیرون رفتم.
.
راه رو ها ساکت بود خیلی زیاد.
.
وقتی به طبقه اول رسیدم جیمین رو روی مبل دیدم داشت کتاب میخوند.
.
از وقتی که یادمه داره کتاب میخونه یا کتاب مینویسه علاقه به نویسندگی داره ولی به اجبار پدربزرگ...باید کمک دست وارس خاندان میشد.
.
وارسی که هنوز بعد شش سال برنگشت.
.
همینطور که از پله ها پایین میومدم سلامی به جیمین کردم که اونم جوابمو با لبخند داد.
.
وقتی به سالن ورزشی رسیدن به سمت اتاق باله رفتم و شروع به تمرین کردم.
.
بعد ²ساعت با چهره ای خسته از سالن خارج شدم و به سمت اسانسور رفتم .
.
و دکمه طبقه سوم رو فشار دادم.
.
بعد چند مید در اسانسود باز شدم .
.
و من بدون توجه بهدرد پاهام به سمت اتاقم رفتم.
.
همیشه رقص باله باعث میشد تمام ناراحتی هام رو فراموش کنم.
.
این کار بهم لذت میداد اما ...... بعدش باعث آسیب دیدن انگشت های پاهام شد.
.
راستش دلم نمیخواد از سلنا کمتر باشم.
.
دوست داشتم همیشه باهاش مهربون و صادق مثل خواهر باشم .
.
ولی اون بعد اون کار هاش از چشمام افتاد....
.
ادامه دارد.......
.
تصمیم گرفتم یه کوچولو شرطا رو بیشتر کنم.
.
لایک۱۲.
بازنشر۴
کامنت۲۰
.
اگرم نشد اشکالی نداره ولی اگه میخواید زودتر پارت رو بزارم شرط رو برسونید بوثثث😉
Season:¹.
part:¹³.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..پایان از زبان راوی..
.
..آرورا ویو..
.
صبح با صدای زنگ ساعت کنار تختم از خواب پریدم.
.
صبح شده بود و من هنوزم خسته بودم .
.
اما امروز روز مهمی بود .......
.
امروز من و سلنا مسابقه داریم .
.
اونم تو استادیوم باله رقیب سرسختی داشتم.
.
پریشون دستی به موهایی که دیگه از حد معمول بلند تر شده بود کشیدم .
.
بلند شدم و روی تخت نشستم.
.
تو فکری فرو رفتم که نمیخواستم غرقش بشم.
.
بازم اون فکرها و بازم همون پسری که جئونکوک اسمش بود.
.
برای اینکه بیشتر غرق این فکر ها نشم تکونی به سرم دادم تا کل اون فکر های بی معنی از ذهنم گمشه بیرون .
.
اروم پامو گذاشتم روی زمین تا بلکه درد پاهام جیغ به دهنم نندازه.
.
به سمتWCرفتم و بعد انجام کار هام به سمت کمد رفتم لباسم رو عوض کردم و لباس دیگه ای برای تمرین باله رو به دست گرفتم .
.
و گذاشتم روی صندلی .
.
موهای پریشونم که حالا تا زانو هام میرسید رو شونه کشیدم و گیس کردم .
.
کفش باله ام رو برداشتم .
.
نفسی عمیق کشیدم تا به ریه هام جلایی ببخشم .
.
و به بیرون رفتم.
.
راه رو ها ساکت بود خیلی زیاد.
.
وقتی به طبقه اول رسیدم جیمین رو روی مبل دیدم داشت کتاب میخوند.
.
از وقتی که یادمه داره کتاب میخونه یا کتاب مینویسه علاقه به نویسندگی داره ولی به اجبار پدربزرگ...باید کمک دست وارس خاندان میشد.
.
وارسی که هنوز بعد شش سال برنگشت.
.
همینطور که از پله ها پایین میومدم سلامی به جیمین کردم که اونم جوابمو با لبخند داد.
.
وقتی به سالن ورزشی رسیدن به سمت اتاق باله رفتم و شروع به تمرین کردم.
.
بعد ²ساعت با چهره ای خسته از سالن خارج شدم و به سمت اسانسور رفتم .
.
و دکمه طبقه سوم رو فشار دادم.
.
بعد چند مید در اسانسود باز شدم .
.
و من بدون توجه بهدرد پاهام به سمت اتاقم رفتم.
.
همیشه رقص باله باعث میشد تمام ناراحتی هام رو فراموش کنم.
.
این کار بهم لذت میداد اما ...... بعدش باعث آسیب دیدن انگشت های پاهام شد.
.
راستش دلم نمیخواد از سلنا کمتر باشم.
.
دوست داشتم همیشه باهاش مهربون و صادق مثل خواهر باشم .
.
ولی اون بعد اون کار هاش از چشمام افتاد....
.
ادامه دارد.......
.
تصمیم گرفتم یه کوچولو شرطا رو بیشتر کنم.
.
لایک۱۲.
بازنشر۴
کامنت۲۰
.
اگرم نشد اشکالی نداره ولی اگه میخواید زودتر پارت رو بزارم شرط رو برسونید بوثثث😉
- ۹۲۳
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط