"در آغوش شیطان"
"در آغوش شیطان"
---
Chapter: 1
part: ۳۲
*ویو کوک*
رفتم سمت آزمایشگاه عمارت، چون همیشه جیهوپ اونجا داره یه کوفتی رو آزمایش می کنه و بیشترم سرش تو DNA و خون و....
اینجور چیزاس و مطمئنم باید خون ،روزالین داشته باشه
اون مردک حتی خون منو هم داره والا....
درو باز کردم و جیهوپ داشت با محلوله ای که تو یه شیشه بود ور میرفت و ،وقتی منو دید سرشو اورد بالا
جیهوب : بَههههه شوهرم کوکککک
کوک : صدبار گفتم منو شوهر صدا نکنننن
جیهوب : خب باشه شوهر جونم
کلافه دستی کشیدم به صورتم و رفتم رو مبل لم دادم
جیهوب یه شیشه شراب و خون مخلوط اورد و ریخت تو لیوان گیلاسی
لیوانو تو دستم میچرخوندم
کوک : پسر میتونی برام از طریق خونش بهم اطلاعات بدی
جیهوب : نا سلامتی دکترماااا،اونم نه یه دکتر عادی ،دکتر خون اشامااا
جیهوب :تو فقط بگو کیه
کوک : اون روزالین
جیهوب : همونی که بخاطر ته مرد،!؟
کوک : متاسفانه اره....
جیهوب : ولی اون که مرده، اره میدونم دکترم ولی نمیتونم کسی که مرده باهاش ارتباط بگیرم و خون شو بفهمم کیه!!
کوک : نه اون روزالین قدیم که مرده نه انگار تناسخ پیدا کرده و با همون قیافه و .......
وارد این دنیا شده
جیهوب : ولی کوک بعضی از تناسخ ها دوباره انسان متولد نمیشن شاید همون چهره و همون اخلاق باشه ولی اینجوری نیست که همیشه انسان متولد شه
کوک : یعنی ممکنه حیون و یه چیز متولد شه؟
جیهوب : تو جدی یه تختت کمه ،ببین کوک کسی وقتی دوباره متولد شه ممکنه به اون وان ،به اِلهه به وجود بیاد یا خون اشام یا
بَبَرنَما یا گرگینه ،یا فرشته و یا شیطان یا.....غیره متولد شه
کوک : یعنی میگی اون شاید انسان نباشه؟جالب شد ادامه بده
جیهوب ادامه داد:
و حتی ممکنه جنگل یا آسمان ها اونو بزرگ کرده باشن معلوم نیست چی هست
کوک : یعنی میگی، روزالین ممکنه روزالین انسان نباشه؟
جیهوب : اره...و حالا چرا میگم ممکنه انسان نباشه !؟چون اینکه اون جسم وقتی از در زندگی قبلیش جوری که بخاطر یه چیز مرده باشه و بی گناه باشه ،در زندگی بعدش ممکنه با همون چهره تناسخ پیدا کنه و بخاطر عذابی که در زندگی قبلیش کشیده بود با تصمیم دو قلمرو ،یعنی هم شیطان و هم خداوند ،یا همون ،جهنم و بهشت تصمیم میگیرن اون جسم رو یک الهه آفریده شود
هنوز تو شک بودم و برام حرف های جیهوب عجیب و یه جورایی جالب بود
کوک : اینارو باید تهونگ هم بفهمه من میرم بهش میگم
شرابمو سر کشیدم و خواستم بلند شم که صدای جیهوب در اومد
جیهوب : تو که تا الانم با سختی فهمیدی من چی میگم و میری به اون بدبختم اطلاعات اشتباه میدی ،بتمرک خودم میرم میارمش و همین جا بهش میگم
کوک : الان میگی من نفهمم
جیهوب: به علاوه نفهمم بودنم خنگ هم هستی
با حرص نشستم رو مبل و جیهوب رفت و چند دقیقه بعد با تهونگ اومد
ادامه دارد.......
بچه ها دهنم سرویس شد سر این پارتتتتتتت،اولین پارت زندگیم بود انقدر زیاد نوشتممممم،جون جدتتون حمایت کنید
لایک و کامنت یادتون نره 🖤🎀🍷🥀♥️
---
Chapter: 1
part: ۳۲
*ویو کوک*
رفتم سمت آزمایشگاه عمارت، چون همیشه جیهوپ اونجا داره یه کوفتی رو آزمایش می کنه و بیشترم سرش تو DNA و خون و....
اینجور چیزاس و مطمئنم باید خون ،روزالین داشته باشه
اون مردک حتی خون منو هم داره والا....
درو باز کردم و جیهوپ داشت با محلوله ای که تو یه شیشه بود ور میرفت و ،وقتی منو دید سرشو اورد بالا
جیهوب : بَههههه شوهرم کوکککک
کوک : صدبار گفتم منو شوهر صدا نکنننن
جیهوب : خب باشه شوهر جونم
کلافه دستی کشیدم به صورتم و رفتم رو مبل لم دادم
جیهوب یه شیشه شراب و خون مخلوط اورد و ریخت تو لیوان گیلاسی
لیوانو تو دستم میچرخوندم
کوک : پسر میتونی برام از طریق خونش بهم اطلاعات بدی
جیهوب : نا سلامتی دکترماااا،اونم نه یه دکتر عادی ،دکتر خون اشامااا
جیهوب :تو فقط بگو کیه
کوک : اون روزالین
جیهوب : همونی که بخاطر ته مرد،!؟
کوک : متاسفانه اره....
جیهوب : ولی اون که مرده، اره میدونم دکترم ولی نمیتونم کسی که مرده باهاش ارتباط بگیرم و خون شو بفهمم کیه!!
کوک : نه اون روزالین قدیم که مرده نه انگار تناسخ پیدا کرده و با همون قیافه و .......
وارد این دنیا شده
جیهوب : ولی کوک بعضی از تناسخ ها دوباره انسان متولد نمیشن شاید همون چهره و همون اخلاق باشه ولی اینجوری نیست که همیشه انسان متولد شه
کوک : یعنی ممکنه حیون و یه چیز متولد شه؟
جیهوب : تو جدی یه تختت کمه ،ببین کوک کسی وقتی دوباره متولد شه ممکنه به اون وان ،به اِلهه به وجود بیاد یا خون اشام یا
بَبَرنَما یا گرگینه ،یا فرشته و یا شیطان یا.....غیره متولد شه
کوک : یعنی میگی اون شاید انسان نباشه؟جالب شد ادامه بده
جیهوب ادامه داد:
و حتی ممکنه جنگل یا آسمان ها اونو بزرگ کرده باشن معلوم نیست چی هست
کوک : یعنی میگی، روزالین ممکنه روزالین انسان نباشه؟
جیهوب : اره...و حالا چرا میگم ممکنه انسان نباشه !؟چون اینکه اون جسم وقتی از در زندگی قبلیش جوری که بخاطر یه چیز مرده باشه و بی گناه باشه ،در زندگی بعدش ممکنه با همون چهره تناسخ پیدا کنه و بخاطر عذابی که در زندگی قبلیش کشیده بود با تصمیم دو قلمرو ،یعنی هم شیطان و هم خداوند ،یا همون ،جهنم و بهشت تصمیم میگیرن اون جسم رو یک الهه آفریده شود
هنوز تو شک بودم و برام حرف های جیهوب عجیب و یه جورایی جالب بود
کوک : اینارو باید تهونگ هم بفهمه من میرم بهش میگم
شرابمو سر کشیدم و خواستم بلند شم که صدای جیهوب در اومد
جیهوب : تو که تا الانم با سختی فهمیدی من چی میگم و میری به اون بدبختم اطلاعات اشتباه میدی ،بتمرک خودم میرم میارمش و همین جا بهش میگم
کوک : الان میگی من نفهمم
جیهوب: به علاوه نفهمم بودنم خنگ هم هستی
با حرص نشستم رو مبل و جیهوب رفت و چند دقیقه بعد با تهونگ اومد
ادامه دارد.......
بچه ها دهنم سرویس شد سر این پارتتتتتتت،اولین پارت زندگیم بود انقدر زیاد نوشتممممم،جون جدتتون حمایت کنید
لایک و کامنت یادتون نره 🖤🎀🍷🥀♥️
- ۱۵.۷k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط