صدای پا می آید...

صدای پا می آید...
.
هیزم می آورند... راوی روایت نکن...
.
زمین خوردن بانو که دیدن ندارد... .
قصه ی یتیمی که گفتن ندارد...
.
من مانده ام و چادر_خاکی بانو...
.
میخ و در و آتش... غم و اشک و صبر...
.
چادرم این روزها عجیب بهانه ی صاحبش را می گیرد...
دیدگاه ها (۳۱)

دختر بابایی می شود امروز بازار"روایت‌های عاشقانه"داغ است؛ عد...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

### پارت هفتم: «سایه‌ی تردید در راهروهای سفید»راهروهای اداره...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

جن و همزاد ...

صدای پا می آید...هیزم می آورند...راوی روایت نکن...زمین خوردن...

صدای پا می آید... هیزم می آورند... راوی روایت نکن... زمین...

صدای پا می آید.... #هیزم می آورند... راوی روایت نکن.... زمین...

صدای پا می آید...هیزم می آورند...راوی روایت نکن...زانو زدن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط