صدای پا می آید...

صدای پا می آید...

هیزم می آورند...

راوی روایت نکن...

زمین خوردن بانو که دیدن ندارد...

قصه ی یتیمی که گفتن ندارد...

من مانده ام و چادر خاکی بانو...

میخ و در و آتش...

غم و اشک و صبر...

چادرم این روزها عجیب بهانه ی صاحبش را می گیرد...
دیدگاه ها (۱)

دختر بابایی می شود امروز بازار"روایت‌های عاشقانه"داغ است؛ عد...

### پارت هفتم: «سایه‌ی تردید در راهروهای سفید»راهروهای اداره...

کنار نرده‌های تراس، برگی افتاده بودزرد و غمگین.مثل نامه‌ای ک...

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

جن و همزاد ...

صدای پا می آید...هیزم می آورند...راوی روایت نکن...زمین خوردن...

صدای پا می آید...هیزم می آورند...راوی روایت نکن...زانو زدن ب...

صدای پا می آید.... هیزم می آورند... راوی روایت نکن.... زمین ...

صدای پا می آید...هیزم می آورند...راوی روایت نکن...زمین خوردن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط