👵 قدیـما یادتـونه؟

👵 قدیـما یادتـونه؟

هفته‌ای چند بار همه فامیل دور هم جمع میشدیم👨‍👩‍👧‍👧 هرکسی غذای خودش رو از خونه خودش می آورد🍝یکی کتلت، یکی ماکارانی، یکی اضافه غذای ناهارش، خلاصه اون چیزی که مهم بود دور هم جمع شدنِ ما بود؛

❌نه غذایی که میخوردیم!
❌نه سفره‌ای که پهن میکردیم!
❌نه رنگ و لعـاب خونه‌ی میـزبـان!
❌نه لبـاس‌ های جـدیـد مهـمان و نـه....

💞زندگی بدون‌تکلّف=آرامش وهمدلی💞
دیدگاه ها (۰)

یاد قدیما بخیریادمه کسی زیاد نمیدونست شلوارلی،ساپورت و.... چ...

پارت ششم — دوبارهچند روز گذشت.یورا کم‌کم به بازار و کوچه‌های...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}پارت سهیه سال تموم بدون اینکه مایکی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۲جک بعد از چند بوق ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۴ | «صبحانه‌ای که تبدیل ب...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

چند پارتی

KIM V

یک سگ زیادی ولگرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط