{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواه

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
دیدگاه ها (۱)

شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق در...

دستهایت را به من بده کنار اولین جوانه ی یاس قنوت عشق میخوانم...

از غم عشقت دل شیدا شکست شیشه ی می‌در شب یلدا شکست از بس که ز...

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش ا...

Attar-050705

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط