{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخاطر من نه

بخاطر من نه
بخاطر خودت برگرد
که پاییز غمزده ات نکند
که دلهره ی برگهای بر زمین ریخته دلتنگت نکند
که یک نفر غروب های از راه رسیده و دلگیر پاییزی را منتظرت باشد و دلش بِرود برای چشم هایت
نم باران که گرفت و بوی خاک باران خورده بلند شد کنارت بنشیند و پای گرمی حرف های تو چایَ‌ش سرد شود
بخاطر عطر کاج های باران خورده
بخاطر خنکای عصر های آبان ماه
بخاطر بیقراری های آخر هفته
برگهای طلایی چنار که برایم جمع میکردی و هنوز توی جعبه مانده
گوشواره های انار که هدیه ی ناگهانی ات بود و هنوز هر پاییز به دلم چنگ میزند
برگرد تا یک نفر آنقدر دوستت داشته باشد
که وسط سرمای پاییز و زمستان
تب کنی
که شبهای تا خودِ صبح بارانی را تنها سر نکنی
صبح های مِه گرفته را توی خانه بُغ نکنی
قهوه ات بدونِ شکر نمانَد
لبخند روی لب هایت یخ نبندد
بخاطر خودت برگرد که
یک نفر آنقدر برایت بمیرد
تا تو بتوانی
صدها پاییزِ بعد را
برای چشم هایش
تنها برای چشم هایش
زنده بمانی ...

#زهراپورشب
دیدگاه ها (۳)

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

و حالا پاییز آرام و نجیب با چمدانی پر از برگهای طلایی از راه...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

dark life = 20

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط