منتخب

منتخب
یادمه که در حال مسابقه شنا بودم که بین میلیون ها عین خودم به سرعت در حال شنا کردن بودم اونام چرا پا به پای من میومدن،فهمیدم مسأله مرگ و زندگیه ولی با تمام تلاشم خودم رو رسوندم به اون قسمتی که نیمه دومم بود تا امیخته شدم تو تکاپوی حیات احساس غرور کردم ولی تو نمای بزرگتر میلیونها عین قبلم رو دیدم که در حال پژمرده شدن و جان سپردن اند افسوس میخوردن که چرا نرسیدن یکیشون با سر بزرگش میگفت من انیشتین میشدم اون یکی با بدن عضلانیش میگفت من ارنولد میشدم اون با نغمه گریستن میگفت منم مرجان میشدم .
اولین بار غم نشست تو دلم به همشون نگاه کردم و فریاد زدم ببخشید داداش تو بیا نه خواهرم تو بیا همشون اطرافم جمع شدند یکی که از همه که لاغرتر نحیفتر بود اومد گفت تو منتخب شدی بین ما تو عزیزترینی که قراره خلق بشی مراقب حرفات باش قرار نیست پشیمون بشی تو قراره دگردیسی رو تکمیل کنی،بهش گفتم داداش تو کی بودی گفت قرار بود گاندی بشم.
#اشک_آهنگ
دیدگاه ها (۱)

part 57& داداش نمیخواین بگین کجا میریم؟تهیونگ« بیا کوچولو»ته...

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

پارت ۱۵

تو زمانی که جنگ تو تهران بود و شهر شبیه شهر مرده شده بود و ب...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۳پرش زمانی به ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : thirteenبه سرعت برق باد می‌دویدم...

دیو و دلبر پارت ۹ -چرا گورتو گم نمیکنی هان عسل با آرامی روی ...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط