ostadjjj
۳۵
پسند
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم
دانلود
۲.۳k
۳۱ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (
۲
)
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر میدهد از ...
خوش است حالم کنارت عشقنشسته مهرت به جانمتو که آمدی زندگی آمد...
دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینمدلی بیغم کجا جویم که ...
با همهی بیسر و سامانیامباز به دنبال پریشانیامطاقت فرسودگ...
بخت آیینه ندارم که در او مینگریخاک بازار نیرزم که بر او می...
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...
میگویند «او رفته است»؛ کلمهها را طوری ادا میکنند که انگار...
دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...
وقتی دل سودایی، میرفت به بُستانهابیخویشتنم کردی، بوی گُل ...
گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین