🖤 قسمت دوم: مهمان ناخوانده

🖤 قسمت دوم: مهمان ناخوانده

ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ازدواج اجباری

(جونگ‌کوک ویو)

ساعت ۸ شب ـ عمارت خانواده جئون

با کت‌وشلوار مشکی رسمی و خوش‌دوختم وارد سالن شدم. پیراهن مشکی‌ام رو با دو دکمه باز گذاشته بودم و ساعتم روی مچ دستم می‌درخشید. موهام رو مرتب کرده بودم و مثل همیشه ترجیح می‌دادم ظاهرم ساده ولی شیک باشه.

پدرم روی مبل نشسته بود و مادرم کنارش چای می‌نوشید.

پدر: بالاخره تشریف آوردی!

جونگ‌کوک: گفتی موضوع مهمیه. گوش می‌دم.

پدر با دست به مبل اشاره کرد.

پدر: بشین. امشب مهمون داریم.

جونگ‌کوک: مهمون؟ من برای مهمونی اومدم؟

تهیونگ که کنار پنجره ایستاده بود، خنده‌اش گرفت.

تهیونگ: فکر کنم قراره داماد بشی رفیق!

جونگ‌کوک با اخم نگاهش کرد.

جونگ‌کوک: خفه شو.

(سوم‌شخص)

همان زمان ـ خانه خانواده ا/ت

آوا جلوی آینه ایستاده بود و گوشواره‌هایش رو مرتب می‌کرد. پیراهن مجلسی زرشکی‌رنگی پوشیده بود که کاملاً روی اندامش نشسته بود. موهاش رو به شکل شیکی جمع کرده بود و چند تار مو کنار صورتش آزاد گذاشته بود.

جین هم با کت‌وشلوار سرمه‌ای تیره و پیراهن سفیدش از آشپزخونه بیرون اومد.

جین: عزیزم، آماده‌ای؟

آوا: آره، فقط نمی‌دونم این مهمون‌ها کی‌ان که بابا این‌قدر جدی شده.

(ا/ت ویو)

از پله‌ها پایین اومدم.

یه پیراهن مجلسی مشکی چین‌دار پوشیده بودم که قسمت کمرش کمربند ظریفی داشت و دامنش کمی پف‌دار و آزاد بود. آستین‌های ظریف و پفی لباسش خیلی به دلم نشسته بود. موهای قهوه‌ای روشنم رو باز گذاشته بودم تا حالت موج‌دارشون روی شونه‌هام بریزه. گوشواره‌های نقره‌ای کوچیکی هم انداخته بودم و کفش پاشنه‌دار مشکی‌ام رو پوشیده بودم.

ا/ت: من فقط امیدوارم مهمون‌ها شام رو زود بخورن، گشنمه!

آوا: تو واقعاً هیچ دغدغه دیگه‌ای نداری؟ 😂

ا/ت: چرا، مثلاً اینکه چرا من باید لباس رسمی بپوشم!

جین خندید.

جین: چون قراره مهمون داشته باشیم، خانم شکمو.

ناگهان صدای زنگ در بلند شد.

پدر: اومدن!

(جونگ‌کوک ویو)

همراه پدر و مادرم وارد خانه شدم.

نگاهم به مردی افتاد که به استقبالمون اومده بود.

پدر ا/ت: خوش اومدین، بفرمایید داخل.

بعد از احوال‌پرسی وارد سالن شدیم.

اما هنوز نمی‌دونستم قراره امشب چه معامله‌ای زندگی منو تغییر بده...

پایان قسمت دوم 🖤

خب اینم از این پارت 😁
نظرتون؟


#BTS


#نامجون #جین #یونگی #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #بی‌تی‌اس
#BTS
#نامجون #جین #یونگی #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #بی‌تی‌اس #تهکوک #یونمین #نامجین #بنگتن
دیدگاه ها (۰)

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی | جونگکوک

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط