تا دست تو را به دست آرم

تا دست تو را به دست آرم
از کدامین کوه می بایدم گذشت
تا بگذرم
از کدامین صحرا
از کدامین دریا می بایدم گذشت
تا بگذرم
روزی که این چنین به زیبایی آغاز می شود
به هنگامی که آخرین کلمات تاریک غم نامه ی گذشته را با شبی
که در گذر است به فراموشی ی باد شبانه سپرده ام
از برای آن نیست که در حسرت تو بگذرد
تو باد و شکوفه و میوه ی، ای همه ی فصول من
بر من چنان چون سالی بگذر
تا جاودانگی را آغاز کنم


احمد شاملو
دیدگاه ها (۹)

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

***آرومم تو که باهامی...* مجسمه باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

تا دست ِ تو را به دست آرماز کدامین کوه می‌بایدم گذشتتا بگذرم...

تا دستِ تو را به دست آرماز کدامین کوه می‌بایدم گذشتتا بگذرما...

تا دستِ تو را به دست آرماز کدامین کوه می‌بایدم گذشتتا بگذرما...

تا دستِ تو را به دست آرماز کدامین کوه می‌بایدم گذشتتا بگذرما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط