پارت جدید!!

رویایی واقعی اما مانند دروغ
پارت بیست چهارم

Tomorrow....

ملورین:
آخ آخ کمرم خیلی درد میکنه.....ای....دیشب چی شد!؟
واییی شت!
من زیر درخت خوابم برد اما نکته دارک خوابیدن زیر درخت نیست.....اینکه من تو تختم خوابیدم!
چرا من اینجام؟؟؟
امیدوارم زیر سر تام یا متیو نباشه....
ولی هنوز کمرم خیلی درد میکنه...فکر کنم روی یه سنگ زیر درخت خوابیده بودم....
میدونی چیه؟گور بابای کلاس ها....من امروز استراحت میکنم....مدیونید فکر کنید بخاطر اینکه نمیخوام تام و متیو رو ببینم نمیخوام برم....
ولی باید حتما به پانسی خبر بدم....
ملورین:پانسی من امروز خسته ام نمیام سر کلاس ها...به متیو و تام چیزی نگو...
پانسی:....
ملورین:پانسی!؟
پانسی:باشه اما چرا به ما نباید چیزی بگه؟
ملورین:چرا گوزشعر میگی پانسی؟حالت خوبه؟
(حال کردید سانسور رو🤌😉)
پانسی: احمق نگاه کن به کی داری پیام می‌دی!
ملورین:نه..نه..امکان نداره....
پانسی:.....
ملورین:تو منو اصلا ندیدی..بای!
پانسی:متاسفم...قابل چشم پوشی نیست babydoll...
ملورین:نه..تام..اصلا ایده خوبی نیست.....
(دوستان داستان یکم گوز پیچ شد درواقع ملورین به پانسی قرار بود پیام بده اما به تام داد پس از الان به بعد پانسی ها رو تام مینویسم😅)
تام:در و باز کن....
ملورین:اوکی
تام:سلام دوباره babydoll...
ملورین:سلام...تام..
تام:الان قطعا راجب دیشب کنجکاوی اما بدون که من آوردم تو خوابگاه تو رو....دیگه هم نگران متیو نباش...فقط یکم شکنجه اش دادم تا بیخیال تو بشه همین....بخدا یوخته شکنجه...(مظلوم بازی)
ملورین:خیلی هم عالی...
چی!! تام جدی متیو رو شکنجه دادی!؟
تام:آره...مگه چیه؟...تازه چون میدونستم ناراحت میشی‌ فقط شکنجه دادمش...وگرنه...
ملورین:کافیه..یعنی جدی فکر کنم به اندازه کافی شنیدم...
تام:باشه اما تو هنوز باید سر کلاس ها حاظر بشی..
ملورین:نه نه فکر خوبی نیست...من با متیو کات کردم پس یعنی با یه لشگر دشمن شدم....میدونی...منظورم دراکو و تئو و بلیز و لورنزو و ریگولوس و...
تام:آره آره میدونم ولی اونا دوستای متیو و نوکرهای من هستن babydoll..
ملورین:عا...درسته پس اگر‌ نوکرهای تو هستن...دیگه کاری با من ندارند؟
تام:نمی تونند داشته باشند...جرئت ندارند..
ملورین:خوب پس خیالم راحت شد...مرسی
تام:خوب پس دیگه ناز نکن بیا بریم صبحانه بخوریم..
ملورین:آه...باشه
تام: that's my girl

همراه تام از خوابگاه خارج شدیم و به سمت سالن اصلی رفتیم.......

دوستان من بلاخره گشادی رو کنار گذاشتم و یه پارت جدید دادم پس حمایت کنید که باز هم پارت بدم🤌🤣😅

#پسرای_اسلیترین
#آهنگ
#سناریو
#بی تی اس
#ری_اکشن
#موزیک
#بلک_پینک
#استرنجر_تینگز
دیدگاه ها (۱۷)

متیو و دختری از جنس دریا p3

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

پارت۴

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۰ویو راوی نورا ت...

Do I love him, or do I hate him?p:⁷*رفتن داخل* ویو جینا +چیز...

نمیگم حرفم خطاب به کیه (خطاب به خیلیاس) خب شما ها دوست های خ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁶ویو یوناکه یهو یک مرد اومد جلو ...

پارت8امروز تو مدرسه اجرا داشتم.من هان و هیونجین گیتار میزنیم...

اکسپرور

پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط