پارت ۱۱

بالاخره بعد صد سالل پارت سسشعر بدون نظردهی شما رو گذاشتم سر این همیشه ناناعت میشم🤡🗿💔😭
پارت ۱۱

ویو ساکورا:
اینهمه ظرف رو نباید تنهایی بشوره باید برم کمکش کنم
رفت سمت آشپزخونه و به هیتسوری گفت:
_هیتسوری چان میشه کمکت کنم؟
+اوه ساکورا تو مهمونی ولی اگه میخوای مشکلی نیست
داشتن باهم ظرفارو می‌شستنو سکوت سنگینی بود که هیتسوی گفت:
+ساکورا سان بابت کادو ها ازت خیلی ممنونم خیلی قشنگن
_خواهش میکنم
+ درباره حرفت که دیشب بهم گفتی فکر کردم.واقعا درکت میکنم، وقتی عاشق کسی میشی نمی تونی بهش اعتراف کنی چون ممکنه بهت جواب رد بده و تو هم افسرده بشی و در نظرت اگه تو دلت نگهش داری خیلی خوبه ولی نمیشه اما این احساس دودلی خرابش میکنه
_اره راست میگی. راستش میخواستم بهت یچیزی بگم
+ بگو
_راستش خب من چجوری بگم ،آره من...
که یهو سئو پرید وسط حرف ساکورا و گفت :
/باید بریم ساکورا دیر وقته
+آره ساکورا سان ،سئوسان راست میگه دیر وقته خیابونا خطر ناک نگرانت میشیم
_خوب باشه
/ و_ و× جانه هیتسوری چان
+جانه
ویو ساکورا:
لبخندش وقتی کادو رو دید خیلی قشنگتر از همیشه بودو محوش شدم.
فلش بک به خونه هیتسوری:
ویو هیتسوری:
خیلی ست قشنگیه ساکورا سلیقه خیلی خوبی داره.کاش میشد بهش بگم بهش چه حسی دارم ولی میدونم اون یکی دیگه رو دوست داره.




                                         پایان پارت ¹¹

ببخشید کم شدا💔
دیدگاه ها (۵)

پارت دوم چند شاتی وقتی حالت بد میشه ویو بنگ چان وقت ی دکتر ...

پارت چهاردهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو باکوگو: ...

در دنیای من عشق بی معنی ست

پارت پنج

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

رمان توکیو ریونجرز

پزشک انتقال خون سیدنیEp1

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

پارت ۲ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو انیا توی مدرسه بعد از کلاس ب...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط