کاش هرگز دل تان مثل دلم خون نشود
کاش هرگز دل تان مثل دلم خون نشود
کاش لیلای دیگر عاشق مجنون نشود
آخر عشق به جز حسرت و ویرانیست
کاش در سینه من عشق تو قانون نشود
شده یک شب باز تو هم از نظرت بر گردی
رای و تصمیم تو هرگز که دگرگون نشود
من نبوسیده تو را تا به ابد می خواهم
از سرم حسرت لب های تو بیرون نشود
گرچه از چشم تو جز غصه نشد سهم دلم
باز ای کاش که چشمان تو مجزون نشود
دل من نزد دو ابروی سیاهت گرو است
این دوتا چشم سیاهم به تو مدیون نشود
مثل آن ماهی مرده که روی آب است
بعد مرگم جسد از داغ تو مدفون نشود
کاش لیلای دیگر عاشق مجنون نشود
آخر عشق به جز حسرت و ویرانیست
کاش در سینه من عشق تو قانون نشود
شده یک شب باز تو هم از نظرت بر گردی
رای و تصمیم تو هرگز که دگرگون نشود
من نبوسیده تو را تا به ابد می خواهم
از سرم حسرت لب های تو بیرون نشود
گرچه از چشم تو جز غصه نشد سهم دلم
باز ای کاش که چشمان تو مجزون نشود
دل من نزد دو ابروی سیاهت گرو است
این دوتا چشم سیاهم به تو مدیون نشود
مثل آن ماهی مرده که روی آب است
بعد مرگم جسد از داغ تو مدفون نشود
- ۱.۹k
- ۲۳ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط