{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#elham31

#elham31
خدا گفت:
و خواب را مایه ی آرامش قرار دادیم.

من خوابیدم. با یک آرزو.
می دانی چه بود؟!

خوابیدم،
شاید که این بار
بی آنکه تورا در خواب ببینم،
چشمانم را ببندم و
در خوابم
خدا به خوابم بیاید.
تا به خدا بگویم
از فراوانی چشمانت در خواب
خسته شدم.
خوابم می آید.
از بس که در خواب
همیشه بیدار بودم.
همیشه منتظرت بودم.
همیشه با تو بودم.
اما این بار
می خواهم خدا به خوابم بیاید.
تا به او بگویم
خواب را از من بگیرد
اما تو را به من بدهد.
دیگر در خواب نمی خواهمت.

خوابیدم.
پریاارین
#خاص #عاشقانه #عشق #تکست_ناب #تکست_خاص #تنهایی #عشقولانه #عکس_پروفایل #دخترونه #پروفایل #عکس_نوشته
دیدگاه ها (۷)

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

واست دعا میکنم.

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط