روزی

روزی
دوباره به آسمان نگاه خواهم کرد
از رهگذری خواهم پرسید
امروز روزِ چندم مهر است ؟

و صورتی را برای شاخه گلی در دستم
و نارنجی را برای غروبی پاییزی
و آبی را برای پیراهنِ تو به خاطر خواهم آورد
به جای تمامِ چیزهایی که از یاد برده ام

آن روز
پیراهنِ آبی ات را پررنگ تر بپوش

و پرنده ای که فراموشی بگیرد
هر لحظه ممکن است
دوباره پرواز کند.


{ لیلاکردبچه }
دیدگاه ها (۱۲۸)

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

.روزیدوباره به آسمان نگاه خواهم کرداز رهگذری خواهم پرسیدامرو...

روزی دوباره به آسمان نگاه خواهم کرداز رهگذری خواهم پرسیدامرو...

#داستان_امشب...درخت مشکلات..نجار یک روز کاری دیگر را هم به پ...

برای من عمو نبودامروز روز داداشمه،من داداش ندارم ....من به ج...

بررسی شعر زیبای «ونگوک» از (تس) (بخش دوم) ................ ن...

باور 4نوع:قایق پرندهطول: 8.89 متر عرض: 7.59ارتفاع: 2.37 مترا...

شهریور همون دختر نازدونه و شوخ و شنگیه که چشماش همرنگ سنگای ...

‍ دختر خردسالی وارد یک مغازه جواهر فروشی شد و به گردن بند یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط