چندپارتی:وقتی بچه دار نمیشدی و...pt²

چندپارتی:وقتی بچه دار نمیشدی و...pt²

انگاری..یه معجزه بود!
معجزه ای که برای اون غیر ممکن بود و برای دیگران ممکن..به بیبی چک توی دستش خیره موند..
قطره اشکی به آرومی از گوشه ی چشمای بادومیش پایین اومد..
خودشم دقیق نمیدونست این اشک شوق بود یا ناراحتی..
هنوزم دقیق باور نداشت..نمیتونست باور کنه که اونم داره بالاخره مادر میشه!
بالاخره داره حسش میکنه..ولی هنوزم مطمئن نبود..بازم تست داد..و بازم تست داد..بارها..بارها و بارها..تست داد
همش به اون ثابت میکرد که داره مادر میشه!
نتونست طاقت بیاره و بعد از برداشتن کیفش چرمی مشکی و پالتوی قهوه ایش از خونه بیرون رفت و به سرعت به سمت بیمارستانی که قبلا با همسرش رفته بودن و نا امید شده بودن حرکت کرد..بعد از تقریبا گذشت سی مین رسید..
.
.
.
(بچه ها ببخشید اگه اینجا همش تند تند جلو میرم واسه اینه که اتفاق خاصی نمیوفته)
روی صندلی بیمارستان نشسته بود..دستاش میلرزید..
"خانم جئون؟ تشریف بیارید!"
صدای خانم پرستار با لحن آروم و مهربونی بود.
این سوک به سمت پرستار رفت و پرستار برگه ای همراه با یه عکس جنین بهش داد و لبخند پررنگی زد..لبخندی که میتونست این سوک رو خوشحال و یا ناراحت کنه..
پرستار:"خانم جئون..تبریک میگم..شما سه هفتس که باردارید!"
این حرف پرستار باعث شد که این سوک دیگه نتونه جلوی اشکاش رو بگیره...بی صدا و آروم از بیمارستان خارج شد..اشکاش از سر ناراحتی نبود و ایندفعه بعد از مدت ها از سر شوق و خوشحالی بود
گوشیشو از تو کیفش در آورد..دلش میخواست از شدت ذوق همه جا فریاد بزنه و بگه "من بالاخره دارم مادر میشم!"
صفحه ی گوشیشو باز کرد تا بالاخره به همسرش بگه که داره اونو به آرزوشون میرسونه ولی با دیدن پیام از طرف جونگ کوک..لبخندش محو شد!
"امشب ممکنه دیر تر بیام...منتظرم نمون بخواب"
ادامه دارد..
اگه خیلی کوتاه بود معذرت میخوام ولی پارت بعدشو زود زود میزارممم
نظرتون برام با ارزشه...💗
دیدگاه ها (۱۰)

#just_doktor p۷یک هفته به سختی برای سونگمین کوچولو گذشتهرشب ...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

دیدار باتو (ادامه پارت ۲ )

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7|فلش بک عمارت جئون ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

چند پارتی.. وقتی مریض میشی و اون میشه پرستارت.. Part 1(ویو ا...

فیک جونگکوک

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۹ : «کسی که نباید دوستش می‌داشتم»کلاس کا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 46جونگکوک انگار دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط