من هزار زنم

من هزار زنم
که قوی ترینشان #طـو را دوست دارد...

#عاشقانه


دیوانه نیست ،
زنی که #صبح ها
به آفتاب
به آینه
به عکس  روی دیوار
#سلام می کند.

زنی که صبح زود ، برای گلدانها #شعر می خواند.
شیشه های تمیز را
مرتب گردگیری می کند
وبا وسواس ، موهایش را مرتب می کند.

دیوانه که نیست
فقط
هرچه می کند ''  رنگ دلتنگی  ''
  از چشمهایش پاک نمی شود!!


#دلنوشته_های_من
#خانومانه_شخصی
#سیاه_سفید_دلتنگی


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دوازدهم: نامزد واقعیزن قرمزرنگ مقاب...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 5#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ عمارت ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط