منم باحداکثر توان دویدم به طرف دستشویی کارم گه تموم شد ب

منم باحداکثر توان دویدم به طرف دستشویی کارم گه تموم شد بازهم مثل جت رفتم تو سالن و پشت میز نشستم و بدون توجه به اطرافم در عرض ربع ساعت کارم رو تموم کردم
_آخیش تموم شد
امیر حسام:ببخشید خانم کارتون تموم شد
_بله با اجازتون
امیر:واقعا
_پ ن پ الکی
یه نیم ساعت گذشت تا آیدا و یه پسر دیگه کارشون تموم شد
این دفعه یه سایت رو میدم به شما که تا حالا دانشجو ها ن تونستن هک کنن ببینم این دفعه می تونی
_صد در صد که می تونم
امیر حسام: پس شروع کنین
*روش رو کم کن
چشم وجدان جون
با جدیت رفتم سراغ لپتاپ و کارم رو شروع کردم.......
و بعد نیم ساعت کارم تموم شد
_خوب سایت دیگه ی نمونده؟؟؟؟
-بابا ایولا داری دختر
_بلهههه؟؟؟؟
-هیچی بابا (یه دفعه جدی شد و گفت) خوب شما فردا رس ساعت 5 به این آدرس بیاین
_چشم
-البته با دوستون
آیدا:میگم آیلار تو این استعدات رو از چه گوری اوردی؟؟؟
_خوب معلومه از تو گور تو آوردم
-هههه خندیدم
_بخند عزیزم بخند تا دنیا به روت بنده
-اییییش
_شپیش
-حالا کی میریم سر قرار؟؟؟؟
_ساعت چنده ؟؟؟
-4
_ای وای برو آماده شو که دیر شد ساعت 5 باید اونجا باشیم
سریع سریع یه مانتو سفید کشیدم بیرون و با یه شلوار آبی و شال هم رنگش و سریع پوشیدم و یه خط چشم و ماتیک هم زدم و ده برو که رفتیم
_آیدا زود باس. ......آیداااااا
-اومدم بابا صبر کن یه دیقه
_زود که علف سبز شده زیر پام .........
-بریم
_بالاخره افتخار دادین
-فقط تند برو .......
سر ساعت 5 رسیدم و از ماشین پریدیم پایین بدو بدو رفتیم تو کافی شاپ
-بیا بریم اونجا نشستن
_بریم خوشگله
دیدگاه ها (۶)

Do I love him, or do I hate him?P¹⁵بعد از کلی کل کل رفتیم خو...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

~Destiny:Part 1~

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

《بر فراز ابرهای سرنوشت》پارت ⁵《روز آزمون...》°ویو یوکی°•ساعت ۵...

_وقتی رسیدم پریدم بغل یونا و محکم بغلش کردم_چطوری گاو من×خوب...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۸----------------------------------------⭐🌕...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط