یک نفر باشد ساعت پنجِ هرروز بیاید دست تکان بدهد. اسم نپرس

یک نفر باشد ساعت پنجِ هرروز بیاید دست تکان بدهد. اسم نپرسد،
از لبخند یا عینک آفتابی آدم تعریف نکند، صدایش زیاد خوب یا قیافه‌اش زیاد مهربان نباشد، متوجه نشود حال آدم بد است یا اگر متوجه شد صدایش را درنیاورد،
آدم را ببرد جایی که شرایط روبه‌رو نشستن نداشته باشد، چایی‌اش که تمام شد منتظر دست تکان دادن نماند، به زبان خوش برود، جز همان ساعتِ خودش وقت‌های دیگر آن‌طرف‌ها پیدایش نشود یا توی خیابان اگر تصادفی همدیگر را دیدیم به روی خودش نیاورد، حق نداشته باشد دلش تنگ بشود یا دل آدم را تنگ کند.
بعداً اگر شد بعضی چیزها را برایش توضیح می‌دهم. اگر هم نشد، توضیح نخواهد.

#یک‌نهان
دیدگاه ها (۳)

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیآن شب، ا.ت سعی کرد مثل همیشه ...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت سیزدهم: انتخاب اشتباهجونگ‌کوک نامه ...

Twelve

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_45فصل نوزدهم | ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

ادامه پارت 13🍷𓂃𓂃𓊝#contract جمله‌اش نیمه‌کاره موند. دختری که ...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط