"وطن با شلوار شیش جیب"
"وطن با شلوار شیش جیب"
ایرانی جماعت ذاتا شخصیت لومپن داره. همه ایرانی ها یا قلدرانه رفتار می کنیم یا قلدارنه فکر می کنیم یا مجذوب شخصیت های قلدر میشیم. تو محیط کاری، مدیری که به قانون بی اعتناست و حالت های قلدرانه داره رو می ستاییم
واژه مرد واسه ما تقدس خاصی داره، واسه همینم تو فیلمامون، اوج فیلم صحنه کشیده زدن تو گوش قهرمان مرد داستانه. میخکوبمون میکنه!
حتی تو اساطیر تاریخی، رستم و افراسیاب برامون جالبتره تا سیاوش یا سایر دوستان سوسول داستان.
تو دین اسلام، بیشتر از محمد، از علی و ذولفقارش خوشمون اومد، وقتی کلمه حیدر کرار رو میشنویم مو به تنمون سیخ میشه و از تعریف قدرت فیزیکی امام حسین و اسبش لذت میبریم. محافظه کاری امام حسن رو... اصلا دوس نداریم راجع بهش حرف بزنیم، یو نو..
حتی تو تاریخ معاصر، همه رضاخان قلدر رو ستایش میکنن و کمتر کسی مجذوب امثال مصدق و بختیار میشه.
این خصلت ویژه ما برمیگرده به سرخوردگی های تاریخیمون، بعد از ساسانی ها، ایرانی ها همیشه در حال تحقیر شدن بودن، یعنی نزدیک به هزاروچهارصد ساله!
صدها سال حکومت اعراب، ترک ها، مغول ها و نهایتا تحقیر و سرخوردگی از دیدن عصر شکوفایی کشورهای دور و نزدیک تو سالهای اخیر کمر غرور مارو شکسته.
ایران ، این روزها عین یه بچه یتیم کتک خورده و داغون خیابونی با یه کوه عقده و کینه یه کاپشن خلبانی کوتاه با یه شلوار شیش جیب پوشیده و تو محله یی که پر از بچه های مرفه و عاقبت بخیر شده ست پرسه میزنه...
معلومه از کسی نمیترسه
معلومه که همه رو مسخره میکنه و داشته های اونارو کوچیک میشمره، معلومه که مجبوره با متلک انداختن به ملت و چش غره رفتن باید روزشو شب کنه
به بچه همسایه که صبونه شو خورده، لباس های مرتبشو پوشیده و داره میره مدرسه نگه بچه ننه چی بگه؟ چی کار کنه؟!
یه چاقو ضامن دار تو جیبش و کلی زخم چاقو رو بدنش
واسه همینم هست که نه از تحریم میترسه نه قطع رابطه و نه از جنگ.
عرب ها که کشورهاشونو آباد کردن و تا خرتناق تو رفاهن باید بترسن
ترکیه باید بترسه که حالا اروپایی شده واسه خودش.
واسه همینه که ما حکم الماس رو داریم واسه صاحب این شهر. چون ما توانایی کنترل همه محل رو داریم. خرجمونم کمه، یه چاقو ضامن دار، یه دل پر از کینه با یه بدن پر زخم چاقو... کیه که جرات داره زندگیشو ول کنه با ما در بیفته؟
ایرانی جماعت ذاتا شخصیت لومپن داره. همه ایرانی ها یا قلدرانه رفتار می کنیم یا قلدارنه فکر می کنیم یا مجذوب شخصیت های قلدر میشیم. تو محیط کاری، مدیری که به قانون بی اعتناست و حالت های قلدرانه داره رو می ستاییم
واژه مرد واسه ما تقدس خاصی داره، واسه همینم تو فیلمامون، اوج فیلم صحنه کشیده زدن تو گوش قهرمان مرد داستانه. میخکوبمون میکنه!
حتی تو اساطیر تاریخی، رستم و افراسیاب برامون جالبتره تا سیاوش یا سایر دوستان سوسول داستان.
تو دین اسلام، بیشتر از محمد، از علی و ذولفقارش خوشمون اومد، وقتی کلمه حیدر کرار رو میشنویم مو به تنمون سیخ میشه و از تعریف قدرت فیزیکی امام حسین و اسبش لذت میبریم. محافظه کاری امام حسن رو... اصلا دوس نداریم راجع بهش حرف بزنیم، یو نو..
حتی تو تاریخ معاصر، همه رضاخان قلدر رو ستایش میکنن و کمتر کسی مجذوب امثال مصدق و بختیار میشه.
این خصلت ویژه ما برمیگرده به سرخوردگی های تاریخیمون، بعد از ساسانی ها، ایرانی ها همیشه در حال تحقیر شدن بودن، یعنی نزدیک به هزاروچهارصد ساله!
صدها سال حکومت اعراب، ترک ها، مغول ها و نهایتا تحقیر و سرخوردگی از دیدن عصر شکوفایی کشورهای دور و نزدیک تو سالهای اخیر کمر غرور مارو شکسته.
ایران ، این روزها عین یه بچه یتیم کتک خورده و داغون خیابونی با یه کوه عقده و کینه یه کاپشن خلبانی کوتاه با یه شلوار شیش جیب پوشیده و تو محله یی که پر از بچه های مرفه و عاقبت بخیر شده ست پرسه میزنه...
معلومه از کسی نمیترسه
معلومه که همه رو مسخره میکنه و داشته های اونارو کوچیک میشمره، معلومه که مجبوره با متلک انداختن به ملت و چش غره رفتن باید روزشو شب کنه
به بچه همسایه که صبونه شو خورده، لباس های مرتبشو پوشیده و داره میره مدرسه نگه بچه ننه چی بگه؟ چی کار کنه؟!
یه چاقو ضامن دار تو جیبش و کلی زخم چاقو رو بدنش
واسه همینم هست که نه از تحریم میترسه نه قطع رابطه و نه از جنگ.
عرب ها که کشورهاشونو آباد کردن و تا خرتناق تو رفاهن باید بترسن
ترکیه باید بترسه که حالا اروپایی شده واسه خودش.
واسه همینه که ما حکم الماس رو داریم واسه صاحب این شهر. چون ما توانایی کنترل همه محل رو داریم. خرجمونم کمه، یه چاقو ضامن دار، یه دل پر از کینه با یه بدن پر زخم چاقو... کیه که جرات داره زندگیشو ول کنه با ما در بیفته؟
- ۳۳.۶k
- ۱۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط