{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سی

#سی
هانا+هوم
+گریه کردی؟
+اوهوم
+ب چ حقی...واسه چی گریه کردی
+دلم واسه مامانی تنگ شده ببرم پیشش
+هانا...قرار شد بمونی اینجا تا بخیه هات جوش بخورن بعد بریم خونه
+اه...خو میگم اونجا که بودم چمیدونم...تصادف کردم
+خدانکنه...مامان تو چشات نگاه کنه وا میری همه چیرو جز به جز میگی
+خو بگم اخرش خو میفهمن
+اره میفهمن ولی وقتی که من اون الدنگ عوضیو از رو زمین ساقطتش کنم
هانا هیچی نگفت
ارمان عصبی بلند شد دستشو تو موهاش کشید
جلوی پای هانا رو زمین زانو زد
+قربونت برم الهی...فقط چن روز بمون به محظه اینکه بخیه هاتو کشیدی یه راست میریم خونه خوبه؟
اروم سرشو بلند کردو تکون داد
+افرین...حالا نفستو بوس کن برو بخواب
هانا بوسش کردو با یه شب بخیر به دوتامون رفت تا بخوابه
ارمان+ممنون مراقبش باش
سرمو تکون دادم و رفت
ایی بابا اینا همه خو رفتن من چیکار کنم
جلو تلوزیون نشستم و به شهاب زنگ زدم
+ها
-زهرمارو ها عنتر اینجوری جواب تلفن میدن...حو بلد نیستی نگیر دستت...مملکتو شماها کشیدین پایین...ی مشت بی سواااد
+هوی من حالو حوصله حرف زدن ندارم الان جوابتو نمیدم ولی بعدا دارم برات
-چته چرا پنچری😑
+هیچ مهم نی
-اره اره مهم نیست و تو الان منو به باد فحش نبستی
+بابا اعصابم خورد شداز دست این دختر
چشامو تو کاسه چرخوندم
-باز چشه
+بش میگم شالتو بکش جلو،میگه بیخیال بابا راحتم تو گیر نده،میگم رژتو کم کن،میگه بزا جوونای مردم حال کنن
ارسام دارم دیوونع میشم دیووونه
-ازگل تو دیوونه بودی،اخه ببخشیدا تو از چیه اون پلاستیکی خوشت اومده
بابا یه تیکشم ماله خودش نیست حتی به نافشم یچی وصله
+ارساام😠
-زهرمارو ارسام مرضو ارسام اه
+ارسام من دوسش،دارم
-پ چرا نمیگی بش
+میترسم اگه بهش بگم و بفهمه میخوامش بهم بزنه و همین قرارای نصفه نیمه رو هم نداشته باشم
-هووووف اصن هر کاری دلت میخواد بکن ولی بدون این دختر زندگیتو اتیش میزنه
+همین الانم دارم میسوزم تو عشقش
سری از تاسف تکون دادم و گفتم
-نمیفهممت شهاب
+عاشق که بشی میشی یکی مثه من جه هیچکس هیچ چیز جز خنده هاش واست مهم نیس
-باشه باشه تو راس میگی اون روزم میبینیم
کاری نداری
+نه خدافظ
-خدافظ
دیدگاه ها (۶)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پآرت⁹نوا و یونگی مثل همیشه از خواب بیدار شدن و رفتن...توراه ...

پارت ۳

رمان تو خود منی

فیک انتقام یا عشق

عشق و نفرتp¹³تهیونگ میخواست بگه چرا یهو دخترا اومدن تو هانا:...

فیک تهیونگ

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط