{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«Don't scold me»

«Don't scold me»
part-9

ویو الیس*
ازش پرسیدم که اسمش چیه و اون گفت.....
جونگکوک: جونگکوک ، جئون جونگکوک
الیس: چطوری از این به بعد صداتون کنم؟؟؟
جونگکوک: هر طور که دوست داری جوجو
الیس: میشه بپرسم که کارتون چیه؟؟؟
جونگکوک: رئیس شرکت هستم
الیس: زمه زمه کردم ، بیشتر شبیه مافیا ست تا رئیس شرکت
جونگکوک: اگه سوالات تموم شد باید بگم که دوستم قرار عصر بیاد اینجا پس اماده شو .....
الیس: باشه ، چشم
جونگکوک: و اینکه یسری لباس واست توی کمد گذاشتم هر کدوم رو که دوست داشتن بپوش ....
الیس: اه .... خیلی مچکرم...


«پرش زمانی به اومدن تهیونگ»


ویو الیس*
حاضر شدم و روی مبل نشستم که زنگ در رو زدن جونگکوک در رو باز کرد و منو به دوستش معرفی کرد و همگی نشستیم
و با هم شروع به حرف زدن کردیم ............
یکم که گذشت جونگکوک و‌ دوستش به اتاق رفتن........

ویو جونگکوک*
جونگکوک: تهیونگ میخوام انتقام نیلا رو بگیرم.....
تهیونگ: اما اقای ....
جونگکوک: از دخترش ، الیس دختر اقای پارکه ......
تهیونگ: میخوای چیکار کنی ؟؟؟
جونگکوک: کاری میکنم که عاشقم بشه و بعد قبلش رو میشکنم ......
تهیونگ:ولی......
جونگکوک: ..........


ویو الیس*
یکم بعد هر دو بیرون اومدن و تهیونگ با حالت نگران بهم نگاه میکرد .......
به هر حال تهیونگ رفت و من بالا رفتم و لباسام رو عوض مردم و خواستم شام درست کنم که یهو .......
شرایط پارت بعد نداریم💓💓
لباس های الیس اسلاید ۲و۳😙😙
دیدگاه ها (۴)

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

پارت ۱۰ | انتقام شیرین! 😂ساعت ۸:۳۰ صبح، شرکت JK Groupجیمین ب...

# قولی_که_شکست ###پارت ۸ تهیونگ گفت :_باشه عمه تهیونگ بلند ش...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

رمان: رفتار سرد .

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

پارت ۱۲ او ....اون خواهرم بوود ولی ...اون اینجا چیکار میکرد ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

{مافیایی برای من)پررت:۶ویو کوک:یهو تهیونگ افتاد رو شونم فهمی...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط