{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌من چادر سر می کنم‌ ،

‌من چادر سر می کنم‌ ،
تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد!
و نگاهش را کنترل نکرد!
زندگی تو ، به هم نریزد!
همسرت نسبت به تو دلسرد نشود
محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشد

من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم!
زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم !
بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو!
من هم مثل تو زن هستم !
تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم!
من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم!
زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم !
من روی تمام این علاقه ها خط قرمز کشیدم!❌
تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم !

سکوت کرده بود!!!
گفتم؛ راستی… هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد‌!
حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ زیبایی، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند!

حالا بیا منصف باشیم‌،
من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟!⁉️

❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀

❤️‌کپی مطالب با ذکر صلوات ازاد است❤️‌

@clad_girls
#دختران_چادری
دیدگاه ها (۵)

دید پنهان انفجار اشکار

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت ۱۰: مرزِ ممنوعه (نسخه اصلاح‌شده)یونگی حتی یک لحظه هم تر...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

کاتسوکی مقابل در ورودی خوابگاه ایستاد و با پشتِ دستش، به شون...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط